آیا آنها می توانند در ازدواج شریک شوند

۹ نشانه ای که می گوید احتمالا شریک زندگی شما با شخص دیگری در رابطه است.




علل خیانت زنان

Load more...

.

آیا آنها می توانند در ازدواج شریک شوند وظیفه روانشناختی ازدواج و عامل پایداری رابطه ازدواج - موضوع مقالات علمی درباره روانشناسی ، مقالات پژوهشی را به صورت رایگان در کتابخانه الکترونیکی بخوانید چکیده مقاله علمی روانشناسی ، نویسنده این اثر علمی است.
مقالات
این مقاله به تحلیل وظایف روانشناختی ازدواج و عوامل تثبیت کننده رابطه زناشویی می پردازد. تمرکز بر تحلیل روابط در خانواده عملکردی است. تمرکز نویسنده بر ایجاد مرزهای خانوادگی ، جنبه های عاطفی و جنسی ازدواج در یک ازدواج هماهنگ و وظایفی است که همسران در بحران چرخه زندگی خانواده با آن روبرو هستند. مشابه موضوع کار علمی در روانشناسی ، نویسنده اثر علمی است. نمی توانید آنچه می خواهید پیدا کنید؟ سرویس انتخاب ادبیات را امتحان کنید.
وظایف روانشناختی ازدواج ، روابط زناشویی ، عوامل پایداری روابط زناشویی ، خانواده عملکردی. روانشناسی
برای پیش بینی ثبات روابط خانوادگی می توانید از ارزیابی و پیش بینی استفاده کنید و. طبق مفهوم رابطه زناشویی ، ساختار پتانسیل ازدواج عمومی شامل عوامل جسمی ، مادی ، فرهنگی ، جنسی و روانی است.

هنگام مطالعه ثبات ازدواج ها ، بیشتر محققان در روابط زناشویی بر ازدواج های ناموفق و ناکارآمد تمرکز می کنند. به سختی رابطه هماهنگ زوج های متاهل را در نظر بگیرید. چه تفاوتی بین خانواده های عملکردی و ناکارآمد وجود دارد؟ از منظر رویکرد سیستمی ، خانواده عملکردی خانواده ای است که وظایف بیرونی و درونی خود را به عهده دارد. بنابراین ، یک خانواده ناکارآمد خانواده ای است که نمی تواند از پس این وظایف برآید. درست مثل همانطور که نوشته شده است ، هر اختلال در عملکرد را می توان در کلمات زیر توصیف کرد: همه زوج های متاهل در یک رابطه هماهنگ نشان می دهند که تعادل بین نیازهای شخصی و خانوادگی را پیدا کرده اند. منابع بسیاری از این تعادل وجود دارد: ارزشهای مشترک همسران ، تجربیات کودکی و نوجوانی ، توانایی بلوغ عاطفی ، همدلی و تمایل به درک شریک زندگی. اولین وظیفه روانشناختی ازدواج جدایی از خانواده اجداد ، و جدا شدن از ازدواج قبلی در هنگام ازدواج مجدد است. نقش های پسر و دختر پس از ازدواج باید به نقش های فرعی تبدیل شود و جای خود را به زوجین بدهد. معمولاً همسر و خانواده والدین یک رابطه مستقل شبه برقرار می کنند. تأكید می شود كه در این حالت ، همسر تمایل دارد كه از والدین و خانواده فاصله بگیرد تا از تجارب عاطفی شدید جلوگیری كند ، اما نیاز برآورده نشده به صمیمیت وی را بیشتر به رابطه زناشویی معتاد می كند. وقتی تنش در ازدواج به حد معینی برسد ، همسر ممکن است از نظر عاطفی دوباره دور شود. بنابراین ، دلیل نقض رابطه عاطفی بین زن و شوهر ممکن است مسئله حل نشده رابطه صمیمی یکی از همسران و خانواده والدین باشد. وظیفه بعدی ازدواج ایجاد جامعه ، شناسایی با یکدیگر و ایجاد مرزهایی است که از استقلال هر یک از شرکا محافظت می کند. در بسیاری از ازدواج های مدرن ، مسئله اصلی دقیقاً تنشی است که به طور مداوم برای حفظ تعادل بین جامعه و خودمختاری ایجاد می شود. اگر دو نفر با یکدیگر ادغام شوند ، یعنی خانواده تقریباً هیچ مرز درونی نداشته باشد ، در این صورت معمولاً آنها نمی توانند مسئولیت خود و روابط خود را بر عهده بگیرند. هنگام ادغام ، آنها اختلاف در افکار ، احساسات و خواسته های دیگری را رد می کنند. ادغام زمانی اتفاق می افتد که یکی از همسران معتقد باشد که باید از سعادت آنها اطمینان حاصل شود و معمولاً این همسر است که مقصر تمام مشکلات بین همسران تلقی می شود. در چنین خانواده ای ، نگرش زیر وجود دارد: اگر شریک زندگی تغییر کند ، همه مشکلات از بین می رود. بهترین راه حل این مشکل ، شکل گیری توانایی حرکت آزادانه بین قطب ها است. به این معنا که وقتی آنها آگاهانه به یکدیگر وابسته یا از یکدیگر جدا شوند ، همسرشان احساس می کند که به این زن و شوهر تعلق دارند ، اما مال خود را از دست نخواهند داد و احساس درونی و اضطراب نخواهند کرد. در مورد جنسیت و رفتار جنسی ازدواج ، عشق یکی از رایج ترین انگیزه های ازدواج است. به عنوان یک مفهوم جهانی ، عشق طیف وسیعی از پدیده های عاطفی را با عمق ، قدرت و جهت متفاوت تحت پوشش قرار می دهد. مفاهیم زیادی در توصیف روابط عاشقانه وجود دارد- ،. ،. اجازه دهید در مورد تئوری عشق سه بخشی با جزئیات بیشتری بحث کنیم (شکل 1 را ببینید). عاشقان احساس می کنند با یکدیگر ارتباط دارند. صمیمیت به اشکال مختلفی وجود دارد: لذت نزدیک بودن ؛ لذت خویشاوندان. آرزوی بهبود زندگی اقوام ؛ آرزوی کمک در مواقع دشوار و آرزوی امیدواری که خویشاوندان نیز این آرزو را داشته باشند ؛ افکار و احساسات مشترک و منافع مشترک.

بعضی اوقات صمیمیت باعث ایجاد شور می شود ، در موارد دیگر شور مقدم بر صمیمیت است. همچنین ممکن است اتفاق بیفتد که صمیمیت با علاقه همراه نباشد و اشتیاق با صمیمیت همراه نباشد. عاشقانه
قسمت سوم عشق تعهد ، تصمیم و مسئولیت است. جنبه های کوتاه مدت و بلند مدت دارد. جنبه کوتاه مدت در تصمیم گیری یک شخص برای دوست داشتن دیگری منعکس می شود ، جنبه بلند مدت - وظیفه حفظ این عشق. 5] معینی
با این حال ، نوع عشق توصیف شده افراطی است. بیشتر روابط عاشقانه در زندگی واقعی در این گروه ها قرار می گیرند.
در تحقیقات تجربی درباره جنبه عشق ازدواج ، اکثر محققان ساده ترین چیز را برای مطالعه-واکنش غریبه ها نسبت به یکدیگر در زمینه آشنایی کوتاه مدت مطالعه می کنند. اولین برداشت همسران آینده با یکدیگر بسیار مهم است. با این حال ، یک رابطه پایدار صرفاً تقویت احساسات اصلی نیست. بیشتر افراد متاهل معتقدند که با عشق کامل هدایت می شوند. با این حال ، در بسیاری از موارد ، افراد معمولاً سرگرمی های متوسط ​​را با این وضعیت اشتباه می گیرند. در زندگی زناشویی ، اشتیاق غالباً از بین می رود.

پس از دو سال ازدواج ، اوقات عاشقانه زن و شوهر نیمی از زمانی است که آنها تازه ازدواج کرده اند. در پنج سال اول ازدواج ، میزان طلاق بالاترین میزان در میان فرهنگ های جهان بوده است. اگر رابطه زناشویی ادامه یابد ، عشق به دوستی و عشق تبدیل خواهد شد.

عشقی که شور و شوق را برمی انگیزد ، غالباً به ناامیدی منجر می شود ، خصوصاً برای کسانی که معتقدند چنین عشقی برای ازدواج و ثبات آن در آینده ضروری است. با این حال ، تفاوت های عمده فرهنگی در این زمینه وجود دارد. به عنوان مثال ، یک مطالعه در هند نشان داد همسرانی که برای عشق ازدواج می کنند اگر ازدواج آنها بیش از پنج سال طول بکشد ، عشق خود را از دست می دهند. برعکس ، افرادی که برای راحتی ازدواج کرده اند متوجه شده اند که احساس عشق نسبت به دوره ازدواج تازه افزایش یافته است.
درباره
در این راستا ، یک وظیفه مهم ازدواج ایجاد توانایی همسر در ترکیب دو تصویر از همسر است: تصویر ایده آلی که در طی مراحل خواستگاری شکل گرفته و شخص و نیمی از آن در طول سالهای ازدواج است. واقعیت تغییر می کند. این وظیفه بسیار شبیه به حفظ عشق در تمام طول زندگی است ، زیرا مکانیسم روانشناختی را برای سرکوب ناامیدی در افراد میانسال و مسن فراهم می کند. در ذهن داشتن تصویر جوانی باعث می شود که عاشقانه ، جذابیت جنسی قبلی یکدیگر را حفظ کرده و به داشتن چنین شخصی شگفت انگیز در کنار شما احساس افتخار کنیم. با این حال ، احتیاج به حفظ تعادل نیز وجود دارد ، زیرا در صورت عدم وجود واقعیت ، ازدواج ممکن است در یک بسته بسته به گلخانه ای برای زندگی یک یا دو شریک زندگی در خاطرات گذشته تبدیل شود. رابطه زناشویی که تغییرات هر دو همسر به سختی تغییر کند ، توانایی هر یک از زوجین در تأمین کامل نیازهای متغیر همسر دیگر را مختل می کند. رابطه جنسی رابطه نزدیکی با شوخ طبعی ازدواج دارد. برقراری رابطه جنسی رضایت بخش و لذت بخش و محافظت از آن در برابر تعهدات مربوط به سایر نقش های همسر ، مانند فرزندپروری ، یکی دیگر از قسمتهای مهم ازدواج است. زوج های هماهنگ تمام تلاش خود را می کنند تا مطمئن شوند اوقات مشترکی دارند. روابط جنسی در ازدواج (خیلی بیشتر از روابط تصادفی) باید اولویت بندی شود. یک زندگی Umina Beach rigatonis snuffed جنسی غنی از نظر عاطفی محافظ است زیرا زندگی خانوادگی را شایسته فداکاری های لازم برای حفظ ازدواج می کند.

آنها
بسیاری از همسران مدرن معتقدند که زندگی جنسی راضی کننده یکی از شرایط یک ازدواج پایدار و سعادتمندانه است. هماهنگی جنسی متاهل (شریک) به عنوان سازگاری جنسی و رفتاری متقابل شناخته می شود ، که با سطح میل جنسی و فعالیت جنسی متناسب با ترکیب جنسی و خلق و خوی همسر (شریک زندگی) مشخص می شود ، و انگیزه های رفتار جنسی و انگیزه های مربوط به آنها برای رابطه جنسی مطابقت دارد ، که منجر به بهترین رفتار جنسی می شود. مجموع احساس اروتیک ، ارگاسم و رضایت کامل جنسی. ازدواج و ایجاد رابطه جنسی خوب نسبتاً ساده است. در این حالت ، صمیمیت جنسی نیز با اضطراب همراه است این ترس ترس از تمسخر ، طرد ، رها شدن ، بی مهری یا سرکوب یا اطاعت توسط یک شریک زندگی در سطح ابتدایی تر است. علاوه بر این ، دلایل جدید نگرانی در حال ظهور است. زنان و مردان هر دو انتظارات دشوارتری را برای روابط جنسی خود به ارمغان می آورند. به عنوان مثال ، در روابط قبل از ازدواج ، همسران ممکن است تحریک جنسی بیشتری نسبت به روابط زناشویی پیش بینی شده داشته باشند. زندگی جنسی زوج های متاهل لزوماً در ابتدای ازدواج پر از شور و اشتیاق نیست. بسیاری از زوجین گزارش می دهند که با داشتن تجربه موفقیت آمیز در کنار هم بودن ، خوشبختی افزایش می یابد ، به عنوان مثال ، یک زن ممکن است به مرور زمان ارگاسم شدیدتر و مکرر را تجربه کند. در یک دوره بحران زناشویی ، جنبه های عاطفی ازدواج و روابط جنسی می تواند ازدواج را تثبیت کند و مشکلات پیش آمده را تشدید کند. در این راستا ، وظیفه دیگر ازدواج آشکار می شود - مقاومت در برابر بحران اجتناب ناپذیر ، توانایی حفظ روابط خانوادگی در برابر شرایط نامساعد ایجاد می شود.
به منظور ایجاد فضایی ایمن که افراد بتوانند خشم شدید خود را بدون نگرانی از عواقب آن ابراز کنند ، همسران باید علناً توافق کنند که بگویند دیدگاه های مختلف (دعوا) ازدواج را از بین نمی برد. در این صورت همسر نسبت به خانواده های دیگر در خانواده احساس امنیت می کند.

اگر درباره اتخاذ سیستم خانوادگی بحران نظارتی ، یعنی لحظات انتقالی بین مراحل مختلف چرخه زندگی خانواده ، صحبت کنیم ، می توانیم لیستی (جدول) از وظایف را ذکر کنیم که همسران باید در هر یک از این بحران های نظارتی حل و فصل کنند. همسران با زندگی خانوادگی و یکدیگر سازگار می شوند ؛ -حدود خانواده ها را برقرار می کنند ؛ -مشکل سلسله مراتب خانواده را حل می کنند ؛ -توازن بین شخصی سازی و تعلق را پیدا می کنند ؛- سازگاری جنسی ؛ -مشکلات مسکن و تملک مال را حل کنید. قوانینی که همسر در تعارض از آنها پیروی می کند (از جمله خشونت جسمی غیرقابل قبول) نیز مهم است. در همه خانواده ها برخی موضوعات وجود دارد که نمی توان با هم مشاجره کرد ، به عنوان مثال ممکن است نتوانید شکایات منسوخ شده یا موضوعاتی را که شامل اختلافات قومی و مذهبی است ذکر کنید. در زوجین هماهنگ ، قوانینی در مورد زمان و مکان اختلافات نیز تنظیم شده است. به عنوان مثال ، اگر شوهر متوجه شود كه شوهرش را عصبانی كرده است ، ممكن است هرگز هنگام رفتن به محل كار با او درگیر نشود. همسران خانواده های عملکردی معمولاً خاطرنشان می کنند که احساس شوخ طبعی می تواند به طور موثر از مشاجرات کوچک جلوگیری کند یا از درگیری خلاص شود.
در دوره های خاصی از زندگی زناشویی ، اهمیت مراقبت و آسایش برای شریک زندگی و تأمین نیازهای شریک زندگی برای حمایت عاطفی مهم است. عملکرد روان درمانی ازدواج اخیراً با ضعف تدریجی عملکرد سنتی اهمیت و اهمیت بیشتری پیدا کرده است. این عملکرد اعضای خانواده را قادر می سازد تا نیازهای ترحم ، احترام ، شناخت ، حمایت عاطفی و حمایت روانی را برآورده کنند. همسران بیشتر و بیشتر به ازدواج توجه می کنند ، زیرا ازدواج محیطی است که به آرامش روانی و ثبات کمک می کند.

بگویند
رابطه ازدواج در 100 سال گذشته بیشترین تغییر را داشته است. بی ثباتی ازدواج تعیین کننده بی ثباتی خانواده مدرن است. مراحل اولیه رابطه به ویژه دشوار است و آنها باید بدون از دست دادن فردیت خود را با یکدیگر وفق دهند و یک فضای مشترک ایجاد کنند. در بسیاری از زوجین ، در این مرحله از رابطه ، نگرش اصلی تغییر شریک زندگی است ، مایل به تغییر و قبول شریک زندگی نیست.
همانطور که محققان اشاره کردند ، همه همسران آماده نیستند. امروز ، همسران موظفند مرزهای مشخصی را با والدین خود برقرار کنند ، استقلال یکدیگر را تحمل کنند ، نیازهای یکدیگر را درک کنند ، احترام بگذارند و برای تغییر آماده شوند. همه این کارها آسان نیستند و به تلاش مداوم نیاز دارند. در عین حال ، ازدواج دارای عوامل تثبیت کننده زیادی است: از مقادیر مشترک در طول ازدواج تا ظهور مثلث ، هنگامی که تنش بین زن و شوهر توسط اشیا third خاص خاصی کاهش می یابد.

وقتی سومین هدف بیماری ، اعتیاد یا معشوق باشد ، غفلت از مثلث خاص باعث افزایش مجموعه ای از بحران های ناشی از بیماری ، خیانت و طلاق می شود و بحران زندگی خانوادگی را تشدید می کند. در هر مرحله از چرخه زندگی خانوادگی ، زوج های متاهل با چالش های جدیدی روبرو هستند و دوره بحرانی که همسران می گذرانند تقریباً کاملاً به خود آنها بستگی دارد. کشور ، جامعه و والدین همسر معمولاً نمی توانند بر این روند تأثیر بگذارند. عملکرد خانواده عمدتاً به انگیزه همسر ، میل آنها برای ایجاد هماهنگی بیشتر در روابط بستگی دارد. در همان زمان ، معلوم شد که شرکای یک اتحادیه خانواده هماهنگ این دیدگاه را دارند که آنها موفق شده اند معنای طلایی را در روابط خود پیدا کنند: تعادل بین فردیت و تعلق ، تصاویر واقعی و عاشقانه یکدیگر ، که آنها آنها را بی نظیر می دانند متعادل است و ممکن است غیر قابل تعویض باشد. با در نظر گرفتن تغییرات مداوم در شرایط زندگی ، شکل گیری و تحول وظایف در طول زندگی به منزله کار خانوادگی ، کار در حال تکامل و روابط خانوادگی غنی و عاطفی است. علل خیانت زنان

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *