حافظه برای این کار ، به عنوان مثال ، آبلیمو

اهمیت آبلیمو، آبغوره و سرکه برای حافظه انسان.




خواص زیاد لیمو ترش! اما اشتباه آن رو مصرف نکنید!

Load more...

.

حافظه برای این کار ، به عنوان مثال ، آبلیمو نحوه فروش به تبلیغات برند و مجموعه ای از عوامل تصادفی پاسخ می دهد
روزگاری ، دو دختر جورجیانا و ژوئن در یک دهکده کوچک در فرانسه زندگی می کردند. والدین آنها یک باغ زیبا با تعداد زیادی درخت لیمو دارند. یک روز خانواده تصمیم گرفتند خودشان لیموناد درست کنند. با گذشت زمان ، همه در تهیه این نوشیدنی بسیار ماهر شدند. هر تابستان ، وقتی دختران برای تعطیلات به روستا می روند ، لیموناد خانوادگی را به دوستان و همسایگان می فروشند.
اما خواهران بزرگ شدند ، ازدواج کردند و برای زندگی در شهرهای بزرگ نقل مکان کردند. همانطور که اتفاق می افتد ، آنها در مکان های مختلف کلان شهر مستقر شدند و متأسفانه به ندرت یکدیگر را می دیدند. اما هیچ یک از آنها به تجارت خانوادگی خیانت نکردند ، اما به تولید و فروش لیموناد به تنهایی ادامه دادند.

یک روز ، او تصمیم گرفت برای نوشیدن در روزنامه او تبلیغ کند. در این آگهی آمده است: فروش بطور مداوم در حال رشد است - او حتی مجبور است با سایر لیموها نیز مذاکره کند. در سال های بعد ، علی رغم رشد فروش کند ، فروش به رشد خود ادامه داد. بعضی اوقات ، وقتی فروشگاه جدید فروش لیموناد او را شروع می کند ، پاشیده می شود.
پاسخ
فروش لیموناد نیز در ماه ژوئن افزایش یافت ، سپس برای مدت طولانی در همان سطح باقی ماند و سپس به آرامی شروع به کاهش کرد. یک روز کریسمس ، در ماه ژوئن ، مکالمه ای با جورجیا آغاز شد ، او به خواهرش پیشنهاد داد که یک تبلیغ لیموناد درست کند. متن در آگهی زیباست: این بزرگترین بازار در بازار است که سهم آن کمی بیش از 61٪ است. این در فروشگاه های بیشتری موجود است ، بسیار محبوب است ، مشتریان زیادی دارند و همه می گویند این لیموناد ترجیحی است. لیموناد خرداد فراموش نشده است ، می توان آن را فروخت و سودآور بود. سهم نسبی آن از بازار نزدیک به 41 درصد است و فروش دیگر کاهش نمی یابد. نسبت خریدارانی که گفتند طعم لیموناد او در ماه ژوئن خوب است تقریباً مشابه جورجیا است.
اگر فکر می کنید این داستان معتبر است ، پس فکر می کنید تبلیغ موثر است ؛ این منطقی است زیرا میلیاردها دلار برای تبلیغات برند هزینه می شود. به طرز عجیبی ، این 2٪ نرخ سالانه جهان را تشکیل می دهد. با این حال ، همه چیز همیشه به راحتی جورجیانا و ژوئن نیست. دنیای واقعی پر از رمز و راز و تناقض است. اگر به مارک های بزرگ با بیشترین بودجه تبلیغاتی نگاه کنید ، هنگام شروع کمپین ، فروش آنها به ندرت افزایش می یابد و با پایان یافتن ، به ندرت کاهش می یابد. بیشتر خریداران ادعا می کنند که تبلیغات تاثیری در آنها ندارد. حتی شرکت های تبلیغاتی نیز به شدت تمایلی ندارند که بگویند تبلیغات فروش به همراه خواهد داشت. آنها دوست دارند بیشتر در مورد ارزش ویژه برند ، تعهد عاطفی و مسائل ارزش افزوده فکر کنند. برعکس ، مخالفان تبلیغات ادعا می کنند که این قدرت دستکاری قدرتمندی دارد. (و مخاطبان آن: دو و نیم بازی).
ماه
چه شواهد تجربی تبلیغات باعث فروش می شود؟ در واقع چگونه کار می کند؟ بازاریاب ها چگونه از آن استفاده می کنند؟ تأثیر تلاش های تبلیغاتی را چگونه ارزیابی می کنید؟ این فصل به تمام س questionsالات پاسخ خواهد داد و یک مدل تبلیغاتی تجاری را معرفی می کند که با دانش شناخته شده در مورد رفتار خرید نام تجاری و ویژگی های حافظه سازگار است. جدول خلاصه تغییرات در مفاهیم تبلیغاتی است. 1 آخرین پیشرفت های علوم اعصاب و روانشناسی ، درک عمیق تری از نحوه عملکرد حافظه و مغز به افراد داده است. این جدیدترین یافته های علمی با شکل دادن و شاداب سازی خاطرات ، تأثیر مهمی در تبلیغات داشته است. اکنون می دانیم که تفکر و تصمیم گیری عمدتا ناخودآگاه و عاطفی است. با این حال ، نظریه های تبلیغات سنتی بر اساس این تصور منسوخ شده است که افراد هنگام تصمیم گیری منطقی هستند (و گاهی اوقات از نظر احساسی آموزنده هستند) و حافظه همه تقریباً کامل است. قبل از بحث در مورد نحوه عملکرد تبلیغات ، بیایید ببینیم آیا شواهدی وجود دارد که تبلیغات بر تغییرات فروش تأثیر می گذارد (به عنوان مثال ، کمی ترویج رفتار خرید). این یک فرضیه از علم بازار است و دیدگاه فوق را تکمیل می کند. این موضوع قبلاً هرگز مورد بحث قرار نگرفته است ، اما این نوع اطلاعات می تواند بینشی در مورد نحوه کار تبلیغات و دلیل برآورد تأثیرگذاری آن بر میزان فروش به میزان قابل اعتماد ارائه دهد. هدف از تبلیغات تجاری تأثیر بر رفتار خرید مصرف کنندگان است. و اجازه ندهید کسی شما را متقاعد کند که هدف مسئله دیگری است. میلیاردها دلار هزینه تبلیغات در واقع برای ساخت و محافظت از فروش استفاده می شود. به بیان منطقی ، این تنها با تأثیر بر رفتار خرید و افزایش و بازیابی امکانات فروش حاصل می شود. این ایده باعث می شود بسیاری از افراد درگیر تبلیغات آزار دهنده باشند. دلیل رد این است که تأثیر بر تغییر در سطح فروش مربوط به انواع خاصی از تبلیغات (مانند و) است. این نوع تبلیغات می تواند فروش را افزایش دهد ، در حالی که تبلیغات تجاری فقط می تواند تأثیر کمی داشته باشد یا قابل مشاهده بر فروش نیست. این مشاهده منجر به این فرضیه می شود که تبلیغات علاوه بر تأثیر بر خرید ، کارهای دیگری نیز انجام می دهد. بنابراین ، برای اثبات منطقی بودن هزینه این مقاله ، بازاریابان به مفاهیم ارزش ویژه برند ، وفاداری و وفاداری مراجعه می کنند و اغلب سعی می کنند آنها را اشتباه بگیرند. در نتیجه ، مدیر مالی و مدیر عامل ، بویژه اگر واقع بین باشند ، بلافاصله به بی فایده بودن بودجه تبلیغاتی مشکوک می شوند.
شواهد تجربی زیادی وجود دارد که نشان می دهد تبلیغات تجاری در واقع می تواند فروش به همراه داشته باشد. با این وجود ، ضبط تأثیر تبلیغات بر روند فروش دشوار است. دلیل آن کاملاً درک نشده است. ناآگاهی به این معنی است که برخی از افرادی که تأثیر تبلیغات بر فروش را مطالعه می کنند (مانند مشاوران مدل سازی اقتصادسنجی و محققان دانشگاهی) در محاسبات خود به نتایج نادرستی می رسند. تشخیص تأثیر تبلیغات بر فروش در داده های فروش هفتگی و ماهانه به دو دلیل دشوار است (یعنی فروش به دلیل تبلیغات یا تبلیغات هرگز جهش نخواهد کرد و همچنین در صورت ضعف تبلیغات ، اوج نخواهد گرفت). ) این تأثیر معمولاً به دلایل زیر نادیده گرفته می شود. هدف بیشتر تلاش های تبلیغاتی حفظ سهم بازار است. تعداد کمی از شرکت ها برای بدست آوردن سهم بازار یا افزودن حرکت به روند رشد ، به اندازه کافی پول (یا تبلیغات کافی خوب تولید می کنند) هزینه می کنند. در بیشتر موارد ، از تبلیغات برای جلوگیری از (و بدون هیچ گونه تبلیغاتی) کاهش فروش به ظاهر کم استفاده می شود. بسیاری از تلاش های تبلیغاتی برای جلوگیری از سرقت رقبا در آینده برای فروش طراحی شده است. جلوگیری از این ایده به معنای فروش طولانی مدت این برند است و اگر از آن برای تبلیغات استفاده نشود این فروش ها اتفاق نمی افتد. بنابراین ، تبلیغات می تواند فروش ایجاد کند حتی اگر فروش ثابت بماند.

تأثیر تبلیغات بر تغییرات فروش به مرور زمان گسترش یافته است. این بدان معنی است که در طولانی مدت ، جلوه های تبلیغاتی امروزی به صورت لایه ای نازک روی داده های فروش توزیع می شود. هزینه تبلیغات فقط می تواند سخاوتمندانه باشد ، که معمولاً منجر به افزایش قابل توجه فروش هفتگی می شود 2. این امر به ویژه برای مارک های بزرگ صادق است ، زیرا هزینه های تبلیغاتی آنها در مقایسه با سایر فعالیت های بازاریابی مانند تولید دهان به دهان ، یک تصویر فیزیکی قوی (فضای قفسه نیز نوعی تبلیغات است) و دید ریشه دار (این به دلیل مصرف کنندگان است) کمتر است. تبلیغات گذشته در). تغییر در وزن تبلیغات به احتمال زیاد باعث افزایش یا کاهش فروش هفتگی مارک های کوچک می شود زیرا دارایی های قابل فروش آنها از سطح فروش معیار پایین تری پشتیبانی می کند. بنابراین ، بین تغییر در هزینه های تبلیغات و مدل های آماری تغییر در کل فروش رابطه وجود دارد. با این حال ، اگر مطالعه عمیق تری داشته باشیم و مصرف کنندگان را به کسانی که در معرض تبلیغات و کسانی که در معرض تبلیغات قرار نگرفته اند تقسیم کنیم ، می توان تأثیر واقعی تبلیغاتی را که قبلاً پنهان شده بود ، در تغییر سطح فروش مشاهده کرد. مقادیر داده های یک سطح واحد در شکل 2 نشان داده شده است. 1. و داده ها نشان می دهد که علیرغم کاهش فروش (به دلیل فشار رقابتی) ، تبلیغات تجاری باعث فروش مصرف کننده هایی می شود که آن را می بینند.
اگر عوامل تصادفی دیگری که بر فروش تأثیر می گذارند کاملاً کنترل شود ، به نظر می رسد تأثیر تبلیغات بیش از حد انتظار است. نکته دیگر این است که انجام این کار با داده های جمع دشوار است ، که تشخیص تأثیر مشاهده تبلیغات بر تغییر سطح فروش را بسیار دشوار می کند. تبلیغات می تواند فروش را حتی در صورت عدم تغییر اعداد ارتقا دهد - اگر مغایر عقل سلیم باشد ، آیا پذیرفتن این حقیقت آسان است؟ وقتی تعداد فروش بالا می رود ، باز هم اطلاعات غلطی درباره تأثیر واقعی تبلیغات ارسال می شود. تغییر در آمار فروش طی یک هفته یا یک ماه به مردم اجازه نمی دهد تا بدانند که تبلیغات چگونه بر آنها تأثیر می گذارد - این فقط نوک کوه یخ است ، اما پنهان است و ما نمی توانیم تشخیص دهیم که کدام قسمت از آن قله قابل مشاهده است.
به عنوان مثال ، تبلیغاتی است که مخاطبان را از وقایع در یک بازه زمانی مشخص مطلع می کند (به عنوان مثال ، 3). اما تبلیغات غالباً متوجه افرادی است که چند هفته دیگر محصول را خریداری نمی کنند ، بنابراین تأثیر در فروش آینده است. بنابراین ، تأثیر تبلیغات در فروش هفتگی در یک لایه نازک توزیع می شود ، به طوری که هرگونه تغییر در شدت آن باعث تغییر چشمگیر در مسیر فروش نمی شود. نویسنده یک تشبیه بسیار دقیق برای این وضعیت ارائه می دهد:
ما می دانیم که همه مارک ها ، حتی بزرگترین ها ، یک تیم خرید از اکثر مصرف کنندگان غیرفعال (گاه به گاه) دارند. بیشتر طرفداران مارک کوکاکولا این نوشیدنی را سالی یک یا دو بار خریداری می کنند. در انتهای دیگر دامنه خرید ، مشتریانی هستند که هر روز صبح تا شب کوکاکولا را انتخاب می کنند. بیایید بررسی کنیم که چگونه رفتار خرید افرادی که روزانه چندین بار کوکاکولا را تماشا می کنند پس از مشاهده تبلیغات شرکت تغییر می کند. بله ، به هیچ وجه تغییر نخواهد کرد. بنابراین تبلیغات تجاری با هدف چه کسانی انجام می شود؟ برای میلیون ها نفری که در آن زمان کوکاکولا خریداری کرده اند و افرادی که تقریباً هرگز این نوشیدنی را در نظر نگرفته اند و گاه گاهی آن را خریداری کرده اند. چنین مصرف کننده ای ممکن است فراموش کند که کک به جای خرید یکبار مصرف ، وجود دارد. به همین دلیل است که مارک های معروف و شناخته شده نیاز به تبلیغ دارند: مشتریان خود را حفظ کنند (با وجود رقبای زیادی برای تبلیغات) و فرصت های Dell رشد را برای خود فراهم می کنند. تبلیغات کوکاکولا سعی در جلب توجه ما دارد و به ما یادآوری می کند که این نوشیدنی لذت بخشی است که ما آن را نوشیده ایم و آن را دوست داریم: یعنی آنها عمدتا آنچه را که قبلاً می دانیم به ما یادآوری می کنند. با این کار ، این برند در تلاش است تا احتمال خرید کوکاکولا فردا (بسیار کم) را افزایش دهد. اگر تبلیغات م isثر باشد ، احتمال اینکه فردا مارک را بخریم از تقریباً ناچیز (به عنوان مثال ، یکی از فرصت های 301) به راحتی نادیده گرفته می شود (به عنوان مثال ، دو فرصت از 301 فرصت). احتمال این تغییر آنقدر کم است که به سختی متوجه آن می شویم ، به همین دلیل بیشتر مردم فکر می کنند تبلیغات به درد آنها نمی خورد. اما تأثیر آن خیلی ظریف است. با این حال ، اگر همه کسانی که تبلیغات کوکاکولا را مشاهده می کنند ، قصد خرید خود را از 301 به دو 301 افزایش دهند ، در این صورت فروش کوکاکولا در این گروه مصرفی دو برابر خواهد شد! 4 بنابراین ، حتی تبلیغاتی که سعی در ترغیب کسی یا دلایل جدیدی برای خرید ندارند ، می تواند تأثیر چشمگیری در فروش داشته باشد ، بدون اینکه باعث شود مردم تصور خود از نام تجاری را تغییر دهند ، یا حتی برای خودشان کاملاً نامرئی باشند.

این توضیح می دهد که چرا مارک های معروف سرمایه زیادی در تبلیغات سرمایه گذاری می کنند. هرچه برند بزرگتر باشد ، حتی اگر قدیمی تر و شناخته شده باشد ، باید هزینه بیشتری را صرف تبلیغات کند. این ادعای اکثر مردم مبنی بر اعتقاد آنها به تأثیر تبلیغات را توضیح می دهد. علاوه بر این ، اکنون می فهمیم که چرا تأثیر تبلیغات بر فروش با تأثیر انگیزه های قیمت بسیار متفاوت است. به عبارت ساده ، مشوق های قیمت تأثیر مستقیم بر فروش هفتگی دارند ، در حالی که تأثیر تبلیغات در دوره های بعدی در یک لایه بسیار نازک توزیع می شود. البته مشاهده این نوع تغییر در وزن تبلیغات دشوار است و حتی اندازه گیری صحیح آن نیز دشوار است.

هرگونه مداخله در بازاریابی (در صورت دستیابی به اهداف آن) می تواند احتمال خرید یک محصول را افزایش دهد. تبلیغات موفق مورد توجه بسیاری از مصرف کنندگان قرار گرفته و آنها را تحت تأثیر قرار داده است. این همه نوع مشتری را به خود جلب می کند ، نه فقط کسانی که قبلاً به راحتی جذب آنها شده اند (به عنوان مثال ، خریداران عادی مارک تجاری بلافاصله متوجه تبلیغات آن می شوند زیرا ساختار حافظه آنها با نام تجاری بهتر است توسعه و تمایل به فیلتر کردن این اطلاعات نیست). به طور خاص ، تبلیغات موفق میلیون ها مشتری را به خود جلب کرده است ، بعید است هفته آینده یا ماه آینده خریدی انجام دهند. اگر تبلیغات تجاری آنها را به خود جلب می کند ، می توانند آن را به خاطر بسپارند ، یا ارتباط حافظه خود را تازه سازی ، تقویت یا شکل دهند ، که این امر احتمال توجه به نام تجاری یا فکر کردن راجع به آنها را هنگامی که در محیط خرید قرار می گیرند ، افزایش می دهد (به عنوان مثال ، افزایش محبوبیت برند و آگاهی ایدئولوژیکی آن) در دسترس بودن) ، سپس تبلیغات تمایل آن به خرید نام تجاری را تا حدی افزایش می دهد. این تأثیر تبلیغات بر فروش است. با این حال ، بیشتر این خریدهای اضافی در داده های فروش این هفته ثبت نخواهد شد ، زیرا به سختی مصرف کنندگان بالقوه ای این برند را خریداری می کنند. فقط اینکه آنها اغلب خرید نمی کنند ، حتی اگر اخیراً تمایل به خرید آنها افزایش یافته باشد. مطمئناً بیشتر این خریدها هرگز اتفاق نخواهد افتاد ، زیرا قبل از اینکه مصرف کننده تصمیم به انتخاب محصولی از این گروه بگیرد ، تبلیغات رقبا (یا سایر فعالیت های بازاریابی) تأثیر تبلیغات شما را جبران می کند. اما این بدان معنا نیست که هیچ گونه تأثیر تبلیغاتی وجود ندارد. اندکی انگیزه ، حداقل اندکی تمایل به خرید را افزایش می دهد ، اما از فروش برند در برابر تأثیر بازاریابی رقبا محافظت می کند. در پایان ، بهتر است به جای جلب تبلیغات رقبای خود در فروش اضافی ، نام تجاری خود را به حالت سابق خود برگردانید.
تصور کنید که دو نفر در معرض تبلیغات کوکاکولا قرار گرفته اند و تمایل آنها برای خرید بطری از یک سوم 301 به 2 رسیده است. این بدان معناست که آنها اکنون هر 151 روز ، و نه فقط یک بار ، کوکاکولا را خریداری می کنند. در نتیجه ، این خریدهای اضافی قبل از 301 روز برای مدت طولانی به تأخیر افتاده است. این معنی بیانیه است ، یعنی تأثیر تبلیغات بر فروش برای مدت طولانی در یک لایه نازک پخش می شود. پوششی که از طریق مشوق های قیمت به دست می آید بسیار متفاوت به نظر می رسد -پوشش بسیار محدودی است زیرا تمایل به خریداران منظم مارک تجاری بیشتر است. علاوه بر این ، تأثیر انگیزه های قیمت در فروش به مرور گسترش نخواهد یافت. تبلیغات در محل فروش فقط کسانی را تحت تأثیر قرار می دهد که در هفته تبلیغ مربوطه کالاهای خاصی را خریداری می کنند. بنابراین ، تأثیر کلی انگیزه های قیمت در فروش در داده های فروش هفتگی منعکس شده است. به همین دلیل مشوق های قیمت به وضوح تأثیرات خود را نشان می دهند. فروش در ابتدای تبلیغ افزایش می یابد و در پایان 5 کاهش می یابد. اگر خرید و استفاده از مارک خریداری شده به صورت سهم می تواند قابلیت مشاهده آن را افزایش دهد ، می توان روی آن حساب کرد تا تأثیر ماندگارتری داشته باشد. اما واقعیت قابل بخشش نیست: تأثیر طولانی مدت انگیزه های قیمت ناچیز است. تبلیغات بر حافظه تأثیر می گذارد ، در نتیجه امکان خرید را تحت تأثیر قرار می دهد ، حافظه ادامه خواهد یافت 6. علاوه بر این ، تخفیف می تواند بر رفتار خرید تأثیر بگذارد زیرا همه ما معاملات بهتر را دوست داریم. اگر متوجه شویم که مارکی که مشاهده می کنیم و از آن استفاده می کنیم در معرض فروش است ، این احتمال که ما آن را بیش از مارک های دیگر در دامنه خرید خود ترجیح دهیم ، افزایش می یابد. با این وجود بلافاصله پس از آن امکان خرید سریعاً به سطح اولیه خود بازمی گردد. بنابراین ، مشوق های قیمت فقط زمانی کار می کنند. این خبر خوبی برای کسانی است که به دنبال اندازه گیری تأثیر انگیزه های قیمت بر فروش هستند (شما می توانید تأثیر کامل بر تغییرات فروش در فروش هفتگی را ببینید و اندازه گیری کنید) و همچنین برای کسانی که می خواهند نحوه تغییر فروش را در شرایط زیر اندازه گیری کنند روش فرد خبر ناگوار است. تأثیر تبلیغات. این بدان معنی است که شما نباید انگیزه های تبلیغاتی و قیمت را در همان مدل اقتصادسنجی مخلوط کنید تا تأثیر مقایسه ای آنها بر میزان فروش را کمی کنید. حتی اگر بازار ثبات داشته باشد و فروش کل برند تبلیغاتی تغییر نکرده باشد ، باز هم می توانید پاسخ فروش به تبلیغات را ببینید. این امر به یک منبع به اصطلاح داده نیاز دارد: اطلاعاتی که به طور منظم در سطح یک فرد جمع می شود ، دقیقاً آنچه هر شخص خریداری کرده است و نوع تبلیغاتی که در مدت زمان مشخصی در معرض آن قرار گرفته است. مزایای این اطلاعات را می توان با تصور چگونگی ارزیابی کمپین های تبلیغاتی پست مستقیم توسط کمپین های تبلیغاتی پست الکترونیکی مستقر در خانه های منتخب در شیکاگو توضیح داد. آیا او از داده های فروش ملی استفاده خواهد کرد؟ انجام ندهید. و آمار فروش در شیکاگو؟ وی همچنین قصد ندارد روش های خرید آن دسته از خانواده هایی را که برای او مواد تبلیغاتی می فرستند مطالعه کند. هیچ کس انتظار تغییر در خرید در خانه ای را که تبلیغی دریافت نکرده است ، درست است؟ علاوه بر این ، وی برای محاسبه صحیح تأثیر تبلیغات بر رفتار واقعی خرید ، وی فروش را به این خانوارها پس از قرار گرفتن در معرض سطح فروش مرجع (معیار) و سابقه فروش قبلی این خانوارها یا با خانوارهای مشابه که عمداً تبلیغات را هدف قرار نداده اند ، مقایسه می کند. داده ها از یک منبع واحد اجازه می دهد تا از همان روش منطقی برای ارزیابی تأثیر تلویزیون ، چاپ و سایر انواع تبلیغات استفاده شود. تجزیه و تحلیل سالها داده ها از یک منبع ، شواهد تجربی موثقی را ارائه می دهد که نشان می دهد تبلیغات باعث فروش بیشتر افراد مورد نظر می شود (برخی از آگهی ها بار دیگر را تحمیل می کنند. چنین نتایجی در مارک های مختلف ، دسته بندی محصولات ، کشورها و داده ها بوده است سوابق متمرکز و سازگار. این خبر خوبی برای تبلیغ کنندگان است. برای تبلیغاتی که می خواهند تأثیر اطلاعیه خود را بر میزان فروش بسنجند ، می توانند تعیین کنند که کدام روش های خلاقانه و استراتژی های رسانه ای موثرتر از سایر روش ها هستند. عنوان
در بررسی نتایج یک منبع داده تبلیغاتی که به طور م effectivelyثر بر فروش تأثیر می گذارد ، آیا تبلیغات هنوز یک روش فروش است؟ قبل
کم بیان کردن ، ظرافت ها ، سرها ، سرها ، ختنه ، تصاویر خارق العاده و شوخ طبعی ، اغلب اثبات می شود که م effectiveثر هستند. . خود را به عنوان م mostثرترین تبلیغ معرفی کنید. این قطعاً یک پیشنهاد سخت به معنای سنتی آن نیست. او بسیار زیبا و جذاب است. چشم انداز به جای کلمات. " ما مطالعات دقیق در مورد نتایج مطالعات تک منبع در مورد تأثیر تبلیغات بر فروش انجام نخواهیم داد. بهتر است خلاصه یافته های مهم پشتیبانی شده توسط نتایج سایر تکنیک های قابل اعتماد (مانند آزمایشات) باشد.

برخی از تبلیغات تأثیر بسیار بیشتری در فروش نسبت به تبلیغات دیگر دارند ، در حالی که برخی دیگر به سختی کار می کنند.
حتی اگر خلاقیت را برای کپی کردن متقاعد نکنید ، باز هم می تواند به طور بسیار م effectivelyثر بر فروش تأثیر بگذارد.
لیموناد
استراتژی های رسانه گسترده تر به ویژه م effectiveثر هستند ؛ دسترسی مهمتر از فراوانی است. تبلیغات مداوم نسبت به تبلیغات در پرواز و به دنبال آن سکوت طولانی مدت تبلیغات م effectiveثرتر است ، زیرا مورد اول می تواند از آسیب به ساختار حافظه جلوگیری کند. همه این یافته ها با توزیع دو جمله ای منفی رتبه بندی خرید نام تجاری کاملاً مطابقت دارند (به فصل 4 مراجعه کنید). مخصوصاً برای ایده جذب خریداران از همه دسته ها و ارائه یک بازه زمانی مستمر برای تبلیغات (وقفه های طولانی انجام ندهید). نقش تبلیغات تماس با توده مردم و فشار اندك آنها به سمت خرید است. در بیشتر موارد ، این چیزی است که ما نمی توانیم ببینیم ؛ این اتفاق می افتد که برخی از تبلیغات واکنش های نوع شناختی را در پی دارند ، اما حتی چنین اهدافی فقط تا حدی به تمایل به خرید ما کمک می کند ، زیرا ما اغلب این قصد را فراموش می کنیم یا چیزی حواس ما را پرت می کند. این باید به مردم یادآوری کند که تبلیغات با تأثیر بر حافظه کار می کنند. اگر تبلیغات قابل درک نباشد ، نمی توان آن را در حافظه نگه داشت ؛ ساختار حافظه فروش ایجاد نمی کند مگر اینکه با مارک تبلیغاتی مرتبط باشد. تعداد زیادی نمایشگر تبلیغاتی نمی تواند از پس این دو مانع برآید ، این به معنای هدر دادن پول است. با این حال ، اگر تبلیغات برندهای رقابتی را بدتر در ذهن مصرف کنندگان اشتباه کند ، این حتی بدتر است. کمتر از 21٪ تبلیغات تلویزیونی توسط بینندگان مورد توجه قرار می گیرد و به درستی با مارک مرتبط است (یعنی بیش از 81٪ تبلیغات هدر می رود). این خیلی ترسناک است این خیلی ناراحت کننده است.شما می توانید تصور کنید که شرکتهای بزرگ گروههای خاصی را هدف قرار می دهند ، شاید در بخش بازاریابی ، برای از بین بردن این مشکل. وظیفه گروه هدف انجام تحقیقات ، تدوین اصول و رهنمودها و بهبود روشهای ارزیابی و برنامه ریزی تبلیغات است تا اطمینان حاصل شود که کلیه تبلیغات تجاری می توانند با موفقیت از موانع فوق الذکر که مخاطب هدف را تحت تأثیر قرار می دهند عبور کنند. با این حال ، واقعیت این است که اکثر سازمان ها گاهی اوقات به هیچ وجه اثربخشی تبلیغات را ارزیابی نمی کنند ، زیرا هیچ کس حاضر نیست هزینه آن را بپردازد و هیچ کس موظف به حل مشکل نیست. حقایق ثابت کرده است که هیچ تحقیق جدی در زمینه ضرر تبلیغات انجام نشده و هیچ تلاشی برای بهبود اوضاع صورت نگرفته است. بدیهی است ، اگر این یک ضرر مادی یا نقص محصول باشد ، همه چیز متفاوت خواهد بود. دختر
در واقع ، حتی اگر توجه زیادی به تبلیغات نکنیم ، باز هم می تواند به صورت عادی کار کند. ما توانایی مشاهده موارد در سطح تقریباً ناخودآگاه را داریم. به عنوان مثال ، در حال صحبت با شخصی در یک جامعه شلوغ ، با وجود سر و صدای پس زمینه ، ما هنوز تماس او را می شنویم. با این حال ، فقط به این دلیل که بخشی از مغز ما دائماً محیط ما را رصد می کند ، به این معنی نیست که اطلاعات پس زمینه اجازه حمله به حافظه طولانی مدت ما را دارد. اگر تبلیغات بتواند توجه و پردازش اطلاعات ورودی را بیشتر جلب کند ، بهتر است. هزینه
افکار مردم قسمت عمده ای از اطلاعات تبلیغاتی را فیلتر می کند. قسمت مشکل این است که بر مکانیزم اسکن اطلاعات در مغز غلبه کنید و یک پاسخ احساسی متناسب با معنای تبلیغات ایجاد کنید. این بدان معناست که اولین کار یک آژانس تبلیغاتی تولید ایده های عالی ، جلب توجه مخاطبان به این ایده ها و تشویق وی برای پیمایش بارها و بارها در حافظه خود است. مارک تبلیغ شده باید به مرکز این کار معنوی برای مخاطبان تبدیل شود. کار ذهنی باید انجمن های مرتبط با نام تجاری را برانگیزد. این یک کار دشوار است ، به همین دلیل است که بیشتر تبلیغات کم سرمایه گذاری می شوند. این امر همچنین توضیح می دهد که چرا جدیدترین یافته های علوم اعصاب و روانشناسی برای ما بسیار مهم است: ما باید نحوه عملکرد توجه و حافظه را درک کنیم. اکنون می دانیم که بخش بسیار کمی از آگاهی ما ، یا اصلاً هیچ ، نمی تواند به عنوان یک کار کاملاً منطقی توصیف شود. احساسات منبع اصلی انگیزش انسان است و می تواند توجه ، حافظه و رفتار را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهد. جای تعجب نیست که تبلیغات از نظر مثبت برای حواس جذاب هستند. به عنوان مثال ، وقتی تماشاگران هنگام تماشای ویدئویی درباره تحقیقات علمی در زمینه سرطان ، اشک ریختند ، قهرمان فیلم مربوط به آبجو خندید ، و وقتی هنگام صحبت در مورد بیمه از صفحه نمایش شوک و وحشت را تجربه کردند و سپس نفس راحتی کشیدند ، این در تبلیغات کاملاً مشخص بود. احساسات قابل مشاهده مردم عموماً برای دیدن تجربه احساسی فیلم تماشا می کنند ، موسیقی گوش می دهند و کتاب می خوانند. وقتی در تبلیغات چنین دلایلی آورده شود ، آن را پسندیده و سپس متوجه شده و بیشتر به آن توجه خواهند کرد.

هیچ
بجز تعداد بسیار کمی از تبلیغات که نیاز به پاسخ مستقیم گیرنده دارند (از جمله جستجوهای متنی) ، اصولاً باید از طریق حافظه کار کند. این قابل بحث نیست ، اگرچه بیشتر بازاریان و دانشمندان عملکرد اساسی حافظه را فراموش کرده اند. در عوض ، مردم فکر می کنند که تبلیغات با اقناع استدلال ها یا ایجاد احساسات برای برند کار می کند.
این پیوند تبلیغات و انتخاب روانشناختی است. حتی محصولاتی که به طور مکرر خریداری می شوند (مانند مارگارین) به طور متوسط ​​بیش از هشت بار در سال خریداری نمی شوند و محصولات یک مارک خاص معمولاً سالی یک یا دو بار انتخاب می شوند. زمان بین مشاهده آگهی و زمانی که بیننده در وضعیت خرید قرار دارد می تواند ماه ها طول بکشد و بیننده این فرصت را دارد که نام تجاری را در جایی یادآوری کند (که ممکن است تحت تأثیر تبلیغ قرار گیرد). برای تأثیرگذاری بر رفتار افراد ، تبلیغات باید با حافظه آنها کار کند.

اصل تبلیغات تازه سازی و تنظیم گاه به گاه ساختار حافظه است. این ساختارها شانس به خاطر سپردن و یا توجه به مارک تجاری را در محیط خرید افزایش می دهند ، که به نوبه خود شانس دستیابی به مارک تجاری را افزایش می دهد. ساختار حافظه مربوط به مارک تجاری شامل درک نحوه عملکرد برند ، شکل ظاهری برند ، مکان موجود ، زمان و مکان مصرف و چه کسی با چه کسی مصرف می کند. حافظه با محرک پیشنهادی همراه است. آنها همچنین می توانند ایده مصرف برند از یخچال را برای ناهار به ذهن مشتریان برسانند. با این حال ، اگر بحث اقناع به وضوح به احساسات متوسل شود ، بحث اقناع م moreثرتر است. دو پیام تبلیغاتی زیر را مقایسه کنید.
آنها می توانند جاده را به خوبی حفظ کنند و فاصله ترمزگیری ماشین را کوتاه کنند. غالباً
تبلیغات اقناعی کمتر از آنچه فکر کردیم وقتی نسخه آگهی و مدل ها را بررسی می کردیم ، راه اندازی می شود. علاوه بر این ، تبلیغاتی که تأثیر قابل توجهی در فروش دارند نیازی به قانع کننده بودن ندارند. ما یک سری مطالعات در مورد اشکال مختلف تبلیغات در انگلیس انجام دادیم: مردم عادی ، متخصصان تبلیغات و دانشجویان تبلیغات تلویزیونی و تبلیغات مجله را ارزیابی می کنند. فقط 41٪ تا 51٪ رتبه بندی ها نشان می دهد که تبلیغ دلالت یا اعلام می کند که مارک تبلیغ شده متفاوت یا بهتر است یا اطلاعات مفیدی را ارائه می دهد. ما تصور می کنیم که در این حالت ، هیچ پایه ساده ای برای اقناع موفقیت آمیز کسی وجود ندارد. محققان دیگر نیز متوجه شده اند که در اکثر تبلیغات اطلاعات کلامی یا تصویری کمی در مورد نام تجاری تبلیغ شده وجود دارد. در حقیقت ، سازوکار اقناع توضیح نمی دهد که چرا بیشتر تبلیغات اصلاً ارائه نمی شود. بسیاری از مارک ها موفق بوده اند. آنها نمی توانند آنچه را که بازار هنوز درک نمی کند ، تشخیص دهند. آنچه رقبای آنها نمی توانند بگویند یا آنچه برای مشتریان آنها منطقی است. با این وجود ، ما تمایل داریم که تبلیغات اقناعی باید تأثیر بیشتری در فروش داشته باشد. اگرچه این درست نیست. ساختارهای حافظه ، حتی اگر قصد خرید مشخصی نداشته باشند ، باز هم می توانند فروش ایجاد کنند. چندین دهه تحقیق نشان داده است که بیشتر خریدها توسط افرادی انجام می شود که قصد خرید چیزی را ندارند. به یک معنا ، مقاصد نیز خاطره هستند ، به عنوان خاطره ، ممکن است به صورت تحریف شده دوباره ظاهر شوند ، بنابراین انگیزه آنها ضعیف است. در مورد ترجیحات یا نگرش های برند نسبت به مارک ها می توان همین را گفت. برخی از تبلیغات واکنش های مشابه یا مشابهی ایجاد می کنند. اجازه دهید تکرار کنم: به طور کلی اعتقاد بر این است که این تبلیغات اقناعی باید در ارتقا sales فروش موثرتر باشد 7. همانطور که در مثال فوق نشان داده شد ، نگرش تحریک کننده تبلیغات نسبت به نام تجاری معمولاً انگیزه ضعیفی دارد. بخشی از این دلیل این است که مصرف کنندگان بندرت هنگام خرید او را به یاد می آورند و به این دلیل که هرکسی تعداد زیادی مارک مورد علاقه خود را دارد (و انتخاب می کند). بنابراین ، نتیجه گیری اینکه تبلیغات با هدف نیت یا نگرش برند بهتر است ، کاملاً اشتباه است. این واقعیت اعتبار بیشتر تحقیقات دانشگاهی در این زمینه را تضعیف می کند ، که با بررسی چگونگی تأثیر مصرف کنندگان با تبلیغات بر اهداف مورد نظر آنها ، قوانینی را برای تأثیر تبلیغات تعیین می کند. (معمولاً این نوع تحقیق در شرایط آزمایشگاهی به دور از واقعیت انجام می شود. در آن زمان ، فاصله بین قرار گرفتن در معرض تبلیغات و اظهار نظر با بیان واقعی مطابقت ندارد و توجه پاسخ دهنده عمداً به بیانیه پیشنهادی متمرکز است.) همان در بسیاری از موارد ، آزمایش مقدماتی تبلیغات (برای بررسی پاسخ پاسخ دهنده به تبلیغات) بر اساس قصد یا قصد تغییر به استاندارد انجام می شود ، بنابراین مغرضانه است زیرا درمورد انواع خاصی از محتوای تبلیغاتی مغرضانه است و غالباً ترسیم می کند نتیجه گیری نادرست در مورد اثربخشی فیلم های تبلیغاتی خاص در فروش. بسیاری از شرکت ها به الگوی قصد / اولویت سقوط کرده اند. آنها از این مدل برای راهنمایی آژانس های تبلیغاتی و ارزیابی اثربخشی آنها استفاده می کنند (بعضی اوقات گزارشی ارائه نمی شود). در نتیجه ، تبلیغات آنها مملو از استدلالهای اقناعی است (معمولاً در مورد منافع ناچیز) ، و بینندگان آنها را رد ، سو mis تفاهم یا نادیده می گیرند. علاوه بر این ، تبلیغات اینگونه شرکتها نمی تواند تجدید شود یا ساختار روانشناختی مناسبی را تشکیل دهد ، زیرا مدیریت این تبلیغات را متمرکز بر اطلاعات فروش می کند. چنین تبلیغاتی نمی تواند هویت برند را به شکلی یکنواخت به مصرف کنندگان منتقل کند. بنابراین ، یکی پس از دیگری تبلیغات تبلیغاتی منتشر شد و سبک ، شکل ظاهری و هر چیز دیگری بسیار متفاوت بود ، گویی به مارک های مختلف تعلق داشت.

بعضی اوقات شرکت هایی که این مدل سازوکار تبلیغاتی را در پیش می گیرند ، قطعاً همان چیزی را که آن را می خوانند می سازند یا انتظار افزایش فروش ندارند ، که نوعی مضحک است. اما ، البته ، دقیقاً به همین دلیل است که شما انتظار دارید این نوع تبلیغات فروش ایجاد کند - زیرا هدف از تبلیغات دقیقاً همین است.
به طور خلاصه ، متوجه شدم که تبلیغات عمدتا با دسترسی به حافظه ایجاد می شوند. همچنین ممکن است بر ساختار حافظه تأثیر بگذارد و ترجیحات تجاری یا اهداف خرید را ایجاد کند. تبلیغات از طریق راه حل های خلاقانه باعث حفظ و ایجاد آگاهی از برند می شود. مارک ها نگران این نیستند که آیا اطلاعات قانع کننده ای وجود دارد یا خیر. حتی اگر وجود داشته باشد ، هنوز هم باید در انجمن ها و محرک های مرتبط با نام تجاری ، محبوبیت و معنای بلند مدت آن گره بخورد.
بازاریابان باید بدانند که مارک تجاری آنها چه نوع ساختار حافظه ای را در ذهن مصرف کنندگان ایجاد کرده است. آنها باید از این ساختارها استفاده کنند و تمام تلاششان را می کنند تا تبلیغات خودشان به آنها برسد. سپس ، شما باید تحقیق کنید تا مشخص کنید سایر ساختارهای حافظه برای برند شما مفید است (به عنوان مثال عواملی که خریدها را از دسته برند انجام می دهند) ، و سپس تشکیل این ساختارها را تعیین کنید. برای دهه ها ، مارک های برجسته در ساخت ساختارهای حافظه مناسب عملکرد خوبی داشته اند. یک مثال خوب کوکا کولا است. سال ها پیش در ایالات متحده ، کوکاکولا در داروخانه ها فروخته می شد ، بنابراین مربوط به بازدید نوجوانان از این فروشگاه ها در تابستان گرم بود.

امروزه این نوشیدنی با خاطرات مختلفی همراه است: سواحل و کوکاکولا ؛ کلوپ های شبانه و کوکاکولا ؛ پیتزا و کوکاکولا ؛ مهمانی ها و کوکاکولا ؛ سفر به کافه ها و کوکاکولا (تبلیغات استرالیا کوکا کولا - نسخه اصلی سیاه و سفید بلند) ؛ بطری های مارک دار ، قرمز روشن ، روبان سفید منحنی زیبا و غیره این خاطرات احتمال تفکر در مورد کوکاکولا را در شرایط خاص افزایش می دهد ؛ این خاطرات باعث می شود مردم به راحتی نوشیدنی در فروشگاه ها پیدا کنند و تبلیغات تجاری را جذب کنند. همانطور که قبلاً اشاره شد ، تبلیغات به دو طریق اصلی کار می کند: از طریق اقناع (تغییر دیدگاه مصرف کننده) و از طریق دید (ایجاد و شکل گیری حافظه). سازوکارهای دیگری نیز وجود دارد ، اما آنها ظریف ترند و معمولاً بعد از دید و / یا اقناع دوم هستند. این مکانیسم های کمکی شامل اتصال ، سیگنالینگ وضعیت و فعال سازی است. فکر
وقتی شرکتی پول خود را صرف تبلیغات می کند ، این بدان معناست که شرکت از نظر اقتصادی سالم است و یا کیفیت محصول بالاست (این امر به ویژه در صنعت خدمات بسیار مهم است). یک مثال برجسته ارتقا of ارزش شرکت است. به همین دلیل است که شرکت ها هزینه های زیادی را برای جذب افراد مشهور به تبلیغات خود صرف می کنند ؛ به همین دلیل است که آنها از رویدادهای بزرگ مانند المپیک حمایت مالی می کنند. برخی از مصرف کنندگان ممکن است ناخودآگاه اعتقاد داشته باشند که تبلیغ کنندگان آنقدر احمق نیستند که بتوانند هزینه های زیادی را بدون اعتماد به نفس در محصولات خود خرج کنند و قصد ورود دائمی و جدی به بازار را ندارند. علاوه بر این ، تجربه مصرف کننده نشان می دهد که کالاها و خدمات تبلیغاتی فعال عموماً از کیفیت خوبی برخوردار هستند. فروش
اقتصاددانان بر این باورند که معمولاً مبلغی که برای تبلیغات هزینه می شود از تأثیر تجاری خود تبلیغات مهمتر است ، بنابراین از این مورد هزینه حمایت می کنند. این بدان معنا نیست که تبلیغات هیچ کارکرد اقتصادی ندارد و همچنین به این معنی نیست که کسانی که تبلیغات را می بینند غیر منطقی فکر می کنند. در عوض ، بیننده به نکاتی پاسخ می دهد که تلویحاً و نه صریحاً در پیام تبلیغاتی بیان شده است.
کی معتقد است که اکثر مردم در صحت تبلیغات شک دارند و آنها به طور خودکار تبلیغات مربوط به کیفیت محصول را که قابل اندازه گیری عینی نیست ، نادیده می گیرند. کی معتقد است که در این مورد (کمی اغراق آمیز) ، تنها چیزی که یک تبلیغ می تواند به مصرف کنندگان برساند ، کیفیت و کمیت خود تبلیغ است. وقتی از مارک های خاصی استفاده می کنیم ، به دیگران و خودمان نشان می دهیم که هستیم. تبلیغات توانایی ارسال چنین سیگنال هایی را فراهم می کند. افراد کمی با اتومبیل مرسدس بنز رانندگی می کنند ، اما همه می دانند که این یک ماشین بسیار گران قیمت است. این همان چیزی است که تبلیغات می گوید و این بدان معنی است که افرادی که مرسدس دارند اتومبیل های این برند را هدایت می کنند تا درآمد بالای خود را به دیگران منتقل کنند. با این حال ، اگر عموم مردم از ظاهر و قیمت اتومبیل های مرسدس اطلاع نداشته باشند ، دیگر نمی توانند چنین سیگنالی ارسال کنند. با این حال ، بازاریابان اغلب تأثیر سیگنال های وضعیت را بیش از حد ارزیابی می کنند. برخی از کالاهای خاص معنای نمادین زیادی ندارند و مصرف کنندگان بر این باورند که داشتن یک مارک خاص تصور دوستانشان از آنها را تغییر می دهد. علاوه بر این ، نمادین بودن مارک تجاری بیشتر به دلیل استفاده ، مشاهده و دهان به دهان بودن آن است تا تبلیغات. فایده این کار این نیست که بگوییم این برند از تبلیغات سود خوبی می برد و باعث زیبایی آن می شود. منطقی تر است که درک کنیم یک مارک با معنای نمادین ، ​​حتی یک مارک لوکس بسیار گران قیمت ، معمولاً به پشتیبانی فعال تبلیغاتی نیاز دارد. تبلیغات ساعتهای لوکس نه تنها میلیاردرها را به خود جلب می کند ، بخشی به این دلیل که اکثر مردم میلیاردر نیستند و بخشی دیگر به دلیل اینکه اکثر افرادی که ساعت های لوکس می خرند میلیاردر نیستند. پدیده روانشناختی مشهور این است که مردم اقلام و مارک هایی را که اغلب می بینند ترجیح می دهند. این اثر است. همانطور که مطالعات اخیر نشان داده است ، هنگامی که خود مصرف کنندگان به سختی متوجه می شوند که چنین تماسی رخ داده است ، ممکن است نتیجه تماس تبلیغاتی باشد. تحقیقات همچنین نشان داده است که به تازگی با درخواست های ارتباطی مواجه شده است ، احتمال خرید را افزایش می دهد. به عنوان مثال ، دانشجویانی که پس از هالووین به دانشگاه برمی گردند ، مارک نارنجی را ترجیح می دهند. یا هنگامی که به مشتریان عکسهای بی شماری از سگها نشان داده می شود ، احتمال انتخاب آنها از مارک های کفش کتانی بیشتر است (زیرا سگها در میان مردم به گربه ها ، یعنی به پمپ ها وابسته اند). خارج از شرایط تجربی ، این تأثیر خارق العاده به ندرت مستند شده است ، بنابراین مشخص نیست که در دنیای واقعی چقدر قدرتمند است. نحوه تعامل نکات رقیب و اینکه آیا آنها یکدیگر را لغو می کنند مشخص نیست. اثر نوردهی (آغازگر) فقط ممکن است یک اثر دید باشد. این بیشتر اثبات می کند که حتی بدون جذابیت پر جنب و جوش ، تبلیغات می تواند بر فروش تأثیر بگذارد.

نشان دادن ظاهر محصول و نحوه استفاده از آن مهم است.
یک ساختار حافظه ایجاد کنید تا احتمال یادآوری برند توسط مشتری توسط مشتری و افزایش سریع آن بیشتر شود.
اگر واقعاً اطلاعات قانع کننده ای وجود دارد ، لطفاً این اطلاعات را ارائه دهید ، اما فقط در صورت عدم تداخل در دستیابی به اهداف فوق. برای دهه ها ، باهوش ترین بازاریابان ثابت کرده اند که پاسخ واضحی در فروش نسبت به تبلیغات ندارند. علاوه بر این ، این پدیده در تحقیقات دانشگاهی درباره تغییرات وزن تبلیغات به خوبی اثبات شده است (و همکاران. تجزیه و تحلیل آزمون های تبلیغاتی تلویزیونی در دنیای واقعی: به روزرسانی های اخیر ؛ و همکاران. نحوه کار تبلیغات: 390 دنیای واقعی فراتحلیل تجزیه و تحلیل آزمایشات تبلیغاتی تلویزیون کابلی) و انعطاف پذیری تبلیغات (خلاصه ای از تأثیرات تبلیغات بازار). این مطالعات منجر به اتفاق نظر گسترده ای شده است مبنی بر اینکه تبلیغات تقریباً تاثیری در فروش ندارد - این یک سو تفاهم است. به همین ترتیب ، اگر تبلیغات متوقف شود ، آمار فروش یک شبه سقوط نمی کند ، به همین دلیل بازاریاب ها برای جدا کردن بودجه برای کاهش تقسیم به نصف ، مشکل دارند. این معمولاً برای دسته هایی اعمال می شود که خریداران قبل از شروع جستجوی هدفمند فعال ، علاقه چندانی به محصول ندارند ، مانند وام های رهنی ، بیمه ، مبلمان ، رایانه ، اتومبیل. در این دسته ها ، مشتریان معمولاً بعد از آماده شدن بیشتر تبلیغات را متوجه می شوند ، اما در آستانه خرید استقبال بیشتری از آنها می کنند. بنابراین ، تبلیغات در این دسته های محصول تأثیر فوری دارد. همچنین ممکن است ادعا شود که این دسته از تبلیغات تأثیر طولانی مدت ضعیفی دارند (تأثیر اندکی روی مشتریانی که هنوز آماده خرید نیستند). با این حال ، حتی در اینجا ، هر از گاهی موانع بی تفاوتی را برطرف می کند و کسانی را که هنوز آماده خرید نیستند تحت تأثیر قرار می دهد. شما نمی توانید بر اساس میزان رشد آگهی در یک هفته معین ، تأثیر آن را در فروش قضاوت کنید - این تأثیر در آینده دور نیز گسترش می یابد ، درصورتی که مشتری در نهایت می خواهد محصولی را در آن دسته بخرد. چنین تبلیغاتی ممکن است به ویژه در افزایش فروش موثر باشد ، اما تأثیر بر شاخص های هفتگی بالاتر از حد متوسط ​​نخواهد بود. این امر به ویژه در مورد تبلیغات جالبی که توجه افراد غیرمشتری را به خود جلب می کند ، اعمال می شود ؛ به عنوان مثال ، تبلیغات تجاری اپل یا تبلیغات HSBC.
مطمئناً ، دیگران تحت تأثیر تبلیغات رقبا و سایر عوامل قرار می گیرند ، بنابراین اگرچه تبلیغات کوکاکولا قدرتمند است ، اما باز هم تحت تأثیر تغییرات کل فروش تحت تأثیر قرار نمی گیرد.
تأثیر انگیزه های قیمت را می توان متوجه شد. دلیل آن ساده است ، زیرا تغییرات در تمایل خرید مصرف کنندگان بسیار قابل توجه است ، زیرا هر یک از مشتریان ما هزینه های زیادی را صرف می کنند و تبلیغات همه بسیار ناچیز است ، بنابراین تأثیر آن در تبلیغات اندک مصرف کنندگان منعکس می شود زیر آرنج مارک بخرید.

البته برخی از خاطرات ناشی از تبلیغات می تواند مدت ها دوام داشته باشد. روشنایی کاهش می یابد ، اما آنها خودشان تبخیر نمی شوند ، تازه کردن آنها همیشه آسان است. نمی توانید فراموش کنید که این دو طاق طلایی نماد مک دونالد است ، گوگل موتور جستجو است و غیره. انگلستان معتقد است که از نظر تأثیرگذاری بر میزان فروش ، می توان بین اقناع و اثربخشی تبلیغات یک علامت معنایی برابر گذاشت. این باعث ایجاد سردرگمی و ادعایی می شود که فقط تبلیغات اقناعی می تواند فروش ایجاد کند. خواص زیاد لیمو ترش! اما اشتباه آن رو مصرف نکنید!

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *