این بدان معنی است که زمان سرپرست زبان می تواند پیرو شما باشد

My philosophy for a happy life | Sam Berns | TEDxMidAtlantic.




David Wilkerson - In One Hour Everything is Going to Change | The Most Watched Sermon in 2020

Load more...

.

این بدان معنی است که زمان سرپرست زبان می تواند پیرو شما باشد فرهنگ لغت جدید انگلیسی-روسی

سالها مرد کچل و ریش دار میخائیل گورباچف ​​را دنبال می کرد. اکنون پاراژنکوکو ، مترجم اصلی رهبر شوروی سابق ، می تواند خودش صحبت کند. به گفته پاراژنکوکو ، این فعالیت حرفه ای وی به عنوان مترجم ارشد بود که وی را بر آن داشت تا در مورد پیچیدگی زبان انگلیسی تأمل کند. وی نتایج انعکاس خود را در یک کتاب کوچک (روسی) خلاصه کرد ، به نام مترجم ، و می خواست سر خود را به بالای پاراژنکو برساند.
نتایج
گورباچف ​​نه تنها با او همکاری داشت ، بلکه مترجم و مشاور نیز بود. او هنوز هم به عنوان مترجم ، دستیار و دوست با او در دفتر بنیاد گورباچف ​​در مسکو در بزرگراه لنینگرادسکویه کار می کند. او مردی محتاط است و خاطرات شخصی (حکایات) بسیاری در کتاب وجود دارد. توضیح دهید که بهتر است از کلمات روسی برای ترجمه کلمات روسی به انگلیسی استفاده کنید - اگرچه کلمات تجویز شده نمی توانند همه ارتباطات مربوط به حکایات کلمات روسی را بیان کنند. شهروندان شوروی برای دفاع از حاکمان خود از حکایات استفاده می کردند و هزاران داستان حیله گرانه درباره حماقت ، ادعا و فریب خود می گفتند. با این حال ، برخی از خاطرات شخصی پاراژنکو در کتاب خود بسیار آشکار است. در بخش (Buzzwords-about.) ، وی عبارتی را نقل كرد و موارد زیر را برای آن نوشت: در سخنرانی وزیر امور خارجه آمریكا آلبرایت (معمولاً طرفدار حرفهای زیاد) ظاهر شد. این عبارت را به روسی ترجمه کنید: یک عبارت شیک به معنای این است که ما (شما) پا به این چنگال گذاشته ایم.

معنای
او خاطرات خود را از گورباچف ​​در اختیار خوانندگان قرار داد. وی در متن یک بحث طولانی درباره مکان کتاب مقدس به زبان انگلیسی ، اولین دیدار گورباچف ​​با رونالد ریگان در ژنو را در سال 1986 به خاطر آورد که زیبایی و خرد فوق العاده ای در کتاب دارد کلمات: هر چیز زمان و مکان خود را دارد و همه چیز در زیر آسمان زمان خود را دارند (همه چیز در بهشت ​​یک فصل و زمان دارند). پاراژنچنکو نوشت که در بعضی جاها ، این سبک در بعضی جاها وحشتناک است) ، این ترجمه ای است که به سفارش جیمز کینگ انجام شده و هنوز انگلیسی تسلط دارد. از نظر اخلاقی ، کتاب مقدس مسلط نیست: گوشهای پالاژنچنکو برای جلب توجه بسیار حساس هستند (حرص و آز ، درباره ترانس). امروزه ، کنایه از این است که مردم عمدتاً پول را تحقیر می کنند.
حداقل در جهان آنگلوساکسون ، کتاب مقدس دست در دست شکسپیر است و اگرچه عبارات پاراچچنکو از این دو منبع به سادگی مورد توجه قرار می گیرد ، کسانی که مدتها آنها را خوانده اند یا اصلا آنها را نخوانده اند مرتباً استفاده کنید.

با این وجود ، تا زمان اتحاد جماهیر شوروی ، بیشتر مردم هنوز قادر به خواندن نبودند ، بنابراین خواندن کتاب مقدس اصلاً تشویق نمی شد. امروزه ، پس از 71 سال بی دینی مبارز کمونیستی ، اکثر مردم دین را عجیب می دانند و معتقدند که وظیفه آنها این است که پیچیدگی زبان آن را درک کنند.
پوشکین زادگاه ادبیات روسیه است و تعداد عبارات ، افکار ، کنایات و تمسخرهایی که وی از شکسپیر قرض گرفته را نمی توان با شکسپیر مقایسه کرد. بارت استراتفورد نویسنده شد: مشهور است که استالین دستور داده بود که پایان فاجعه را تغییر دهد (او عموی خونخوار را به ارث برد و کوردلیا از شاه لیر دیوانه مراقبت کرد). شکسپیر حتی عبارات خود را قرض گرفت بدون اینکه بداند آنها متعلق به چه کسانی هستند. پالازچنکو مثالی زد: این جمله در هر دو خانه شما آفت زده است (کلمه مرگ دردناک مرچیو اغلب در تلفظ روسی استفاده می شود (طاعون در هر دو خانه شماست)) ، اما اغلب منبع اصلاً درک نمی شود.
از زمان ایجاد آن تا به امروز ، ثروت آن سایه های معنایی جدید و ظریف بی شماری کسب کرده است. بعضی اوقات ، نمی توان دقیقاً معنی یک عبارت خاص را که باید به روسی ترجمه شود ، دانست. به عنوان مثال ، اگر آنها بگویند: بنابراین ، آیا همه افراد نجیب (از) همه مردم هستند؟ آیا این عبارت به روشی کنایه آمیز به کار رفته بود (آنتونی از این اصطلاح استفاده کرد) ، یا تعارف مستقیم بود؟
، -شما باید ریسک کنید یا برخی از کلمات بی طرف را بگویید.
این کتاب نه تنها یک کتاب درسی برای مترجمان است ، بلکه مجموعه ای از مطالب مشاهده ای مفید است. در اینجا مثالهای بسیاری آورده شده است که محدودیت معنای یک کلمه یا واژه دیگر را آشکار می کند. به عنوان مثال ، ما در مورد مشکل ترجمه انگلیسی صحبت می کنیم ، که مربوط به تفاوت های مفهومی است و به دلیل وجود مترادف در روسی -. ریگان بارها و بارها تکرار کرد که ترجیح می دهد در سیاست شرکت نکند ، بلکه در سیاست مشارکت کند (او در سیاست شرکت نمی کند ، بلکه در سیاست نیز شرکت نمی کند) ، و ترجمه کلمات اخیر به روسی آسان نیست. در انگلیسی بسیار گسترده استفاده می شود و با مفاهیم روسی مطابقت ندارد. یک وضعیت مشابه در مورد کلمات روسی وجود دارد. این معادل انگلیسی نیست و معنای مثبتی ندارد ، اما به معنای بی احتیاطی یا بی احتیاطی است.

وی در توضیح تفاوت بین کلمات ، کتاب خود را با شرح ذهنیت های مختلف به پایان می رساند: روشی بدیع و مولد. این کلمه برای مترجمان باتجربه اذیت نخواهد شد و کلمات روسی نه دانشگاهیان و نه دانشگاهیان را اذیت نخواهند کرد. افراد بی تجربه گیجی زیادی احساس می کنند. بنابراین ، ما به ترتیب توضیح خواهیم داد.

موسسات آموزشی در ایالات متحده و سایر کشورها). بگذارید به این واقعیت توجه کنیم که در اکثر کشورها ، هیچ نوع آکادمی علوم مانند ما وجود ندارد. از. آکادمی علوم فقط یک سازمان عمومی است و Paauilo nonfiction هیچ هاله ای در اطراف ایالات متحده وجود ندارد. بنابراین ، شش دانشمند ژاپنی در توکیو گرد هم آمدند تا به خبرنگاران هشدار دهند که باور نکنند یک کلمه از کتاب من (نیوزویک) فقط به دانشمندان اشاره دارد. در محتوای بعدی این مقاله ، می توان اطمینان داشت که ما در مورد دانشمندان دانشگاه صحبت می کنیم: ... شش دانشمند ، که همه آنها به دانشگاه های بزرگ ژاپن متصل هستند.
تفاوت در این است که مورد اول جنبه های رسمی تری را منعکس می کند ، و دیگری نمایانگر سطح علمی واقعی است. این تفاوت را می توان به وضوح از مثالی در خاطرات جورج كنان دیپلمات و دانشمند آمریكایی فهمید: این مسسه مرا برد ، و من قبلاً مردی میانسال و فاقد اعتبار علمی بودم ، اساساً از روی ایمان. قمار در توانایی علمی موجود باید اثبات شود. در اصل ، این موسسه معتقد است که من در حال حاضر پیرمردی هستم که هیچ اعتبار علمی ندارم و امیدوارم که بتوانم محقق شوم ، اما هنوز هم باید اثبات شود. معمولاً بهتر است از اصطلاح "تئوری" برای ترجمه تعریف "آکادمیک" استفاده شود: این یک بعد جدید کاملاً سیاسی را به آنچه تاکنون بحث دانشگاهی بوده تزریق می کند ("International Herald Tribune"). از این نظر ، اصطلاح آکادمیک معمولاً معنایی منفی (صرفاً نظری ، انتزاعی ، انتزاعی) دارد.
اگرچه این اصطلاح در بیشتر انگلیسی ها یا آمریکایی ها زیاد گفته نمی شود ، من ترجمه اعضای آکادمی علوم را ترجیح می دهم. نیازی به گفتن نیست ، کسانی که در دوره پس از اتحاد جماهیر شوروی تا زمان طالع بینی چند برابر شدند ، محاسبه نمی شوند. ضمناً ، لطفاً بخاطر داشته باشید که از دانشگاهیان غربی غالباً به عنوان دکترا یاد می شود. ساخاروف اگر اسم باشد ، آیا عنوان آنقدر مهم است؟ (با این حال ، ما یک سنت متفاوت داریم. هنگام ترجمه این اصطلاحات و اصطلاحات دیگر که واقعیت مدیریتی شرکت های آمریکایی (و چند ملیتی) را منعکس می کنند ، لازم است ساختار آنها و ویژگی های روابط آنها را درک کنید. (من از سابوف تشکر می کنم (.) ، او توجه من را به این مسئله جلب کرد که این روابط بسیار پیچیده تر از سیستم هایی است که ما در گذشته استفاده می کردیم.) اولین حلقه کنترل یک شرکت (شرکت) با یک سیستم سهامداری (شرکت ذکر شده) توسط سهامداران تعیین می شود -در جلسه انتخاب هیئت مدیره ، رئیس را از بین اعضای خود انتخاب می کند. مدیر بعدی ، مدیر اجرایی ، مدیر واقعی ، متشکل از مدیر عامل (مدیر عامل) منصوب شده توسط هیئت مدیره و سایر مدیران مسئول (مقامات شرکت / شرکت) است. به معنی ، اصطلاح ما نزدیکترین است (همچنین می تواند به عنوان ترجمه شود: مدیر عامل ، مدیر عامل). مشکل این است که شرکت های مختلف تصمیمات متفاوتی می گیرند. رئیس هیئت مدیره ممکن است مثلاً وارث بنیانگذار شرکت باشد ، یا مستقیماً در امور روزمره شرکت شرکت نکند و همچنین حق استفاده از منابع آن را نداشته باشد. با این حال ، تأثیر سیاسی چنین رئیسی ممکن است قابل توجه باشد - به عنوان مثال ، وی می تواند روند عزل مدیر عامل را آغاز کند. با این حال ، هنگامی که هیئت مدیره او را به عنوان مدیر عامل استخدام می کند ، رئیس هیئت مدیره در این شرایط به ویژه قدرتمند می شود (و این امر غیرمعمول نیست). در برخی موارد ، رئیس جمهور (رئیس شرکت) می تواند به این سمت منصوب شود ، اگرچه به طور کلی ، رئیس جمهور عنوان است و وظیفه اصلی شخص معمولاً نمایندگی شرکت در خارج است. اتفاق افتاد که هر سه نقش را یک نفر بازی کرد - او این کار را کرد. در این شرایط و شرایط دیگر ، انتصاب مناسب است (1-مدیر عامل). در صورت عدم ترجمه کامل ، او را COO / مدیرعامل می نامیم. مسئولیت فعالیتهای تجاری فعلی شرکت بر دوش این شخص است. سرانجام ، مدیر ارشد مالی (مدیر مالی) مطمئناً رئیس حسابدار نیست ، اما در اینجا ترجمه مشخصی وجود ندارد. من فکر می کنم مدیر ارشد مالی می گوید. همچنین به برنامه اجرا مراجعه کنید.

کلمات کمیاب و رایج انگلیسی را می توان با تماس کمتر متداول روسی ترجمه کرد. اگرچه از نظر معنا شرم آور به نظر می رسد ، اما هنوز هم در زبان روسی ریشه دوانده است ، بنابراین در چنین مثالی بسیار مناسب است: سطح بیکاری جوانان بزرگترین سطح کشور است که امروز با آن روبرو است یکی از چالش ها من چالش ها را دوست ندارم - شما می توانید از کلمه سوال استفاده کنید ، اما ما آن را بسیار پوشش داده ایم. مثالی مشابه در مجله تایم: برای بسیاری از افراد یافتن شغل بعد از دبیرستان یکی از سخت ترین چالش های زندگی است. اما در اینجا مثالی آورده شده است که باید سعی کنیم رسا بودن این کلمه انگلیسی را که هنوز پاک نشده است منتقل کنیم. کانال انگلیس تنها 21 مایل فاصله دارد ، اما حتی برای قوی ترین شناگر نیز یک چالش محسوب می شود. -پهنای کانال مانش تنها 21 مایل است ، اما حتی برای یک شناگر قوی ، این وظیفه ای است که برای عبور از آن بیشترین تلاش (تلاش زیاد) را می طلبد. هنگام ترجمه چنین جملاتی (از "زمان") ، می توان از تکنیک های مشابه استفاده کرد: چالشی که دولت روسیه با آن روبرو است این است که چگونه از ثروت طبیعی شبه جزیره یامال استفاده کند و ثروت فرهنگی مردم را از بین نبرد. 0 ننتس (از دولت روسیه) برای تسلط بر منابع طبیعی یامال بدون از بین بردن ثروت فرهنگی مردم ، به انرژی و خلاقیت زیادی نیاز دارد.
تعریفی که در ابتدای مقاله ارائه شد ، نسخه جالبی از واژه ترجمه را پیشنهاد می کند: چالش نوعی تحریک ، حتی نوعی تحریک است.

مورد
اگرچه شرم آور است ، اما ممکن است بهتر نباشد. فرهنگ لغت آمریکایی آکسفورد تعاریفی از قرار گرفتن در معرض ، قرار گرفتن در معرض هوا ، سرما ، خطر و غیره ارائه می دهد. همین ، صبر کن به هر حال ، اگر نمی دانید کسی کجا و چه موقع مرد (در صحرا؟ در قطب شمال؟ در وسط؟ شب؟ ظهر؟ و غیره) ، پس ترجمه آن کاملاً غیرممکن است. ما به زمینه نیاز داریم. می توانید یک مشکل ترجمه دیگر بپرسید. در هر صورت ، انواع قرار گرفتن در معرض ، قرار گرفتن در معرض ، قرار گرفتن در معرض و قرار گرفتن در معرض در اکثر فرهنگ لغت ها نمی تواند به مترجمان کمک کند در مثال های زیر ارائه شده تایسون حتی پس از زندانی شدن به دلیل تجاوز جنسی و متعاقباً تبدیل شدن به یک سرباز عادی ، هنوز مجذوب افکار عمومی است ("تایم"). معنای کلمه ای که در اینجا در معرض دید قرار گرفته آنقدر گسترده است که به نظر می رسد با توجه به بیان شوخ طبعی کهنه است. ، این معناشناسی را پشت سر گذاشته است. همانطور که از تعریف فرهنگ لغت دیده می شود ، قرار گرفتن در معرض نه تنها به معنای قرار گرفتن در معرض است بلکه به معنای قرار گرفتن در معرض است. با این حال ، در این مورد ، برای مترجمان باتجربه یافتن کلمات مناسب روسی (مانند آوایی) دشوار است - پس از همه ، معنی جمله کاملاً از متن روشن است. ضمناً ، کلمه افشاگر به هیچ وجه ناخوشایند نیست. این جمله ای است از جمله ضبط شده توسط سخنرانی بیل گیتس (چاپ شده در فورچون): خوش شانس هستم ، از زمانی که خیلی جوان بودم با کامپیوترها در ارتباط بوده ام ... راز را بخاطر بسپار: معمولاً هنگام ترجمه طیف وسیعی از معانی معنایی وقتی صحبت از کلمات می شود ، کلماتی با طیف گسترده ای از معناشناسی نیز مناسب هستند: من خوش شانس هستم: وقتی با کامپیوتر آشنا شوم ، هنوز خیلی جوان هستم ... (درک روس ها واقعاً ضعیف شده است). مواد تجزیه و تحلیل تهیه شده توسط شرکت سرمایه گذاری Merrill Lynch برای سرمایه گذاران). من فکر می کنم یک کلمه راحت اما معنایی هم در اینجا استفاده شده است. در ترجمه ، می تواند به سادگی از بین برود ، به عنوان مثال: دارای یک دارایی ثابت ثابت قوی است. هنوز هم می توانید معنای قرار گرفتن در معرض قیمت را درک کنید: به سرمایه گذاران اجازه دهید از دارایی های ثابت مهم استفاده کنند. این همان کلمه است (همچنین در فضای اقتصادی) ، اما به یک معنا گفته شده است: به دلیل قرار گرفتن در معرض بانک ها به اصطلاح توافق با بانک های غربی (Russian Times همگام با زمان وضعیت بانک های روسیه است ، ممکن است دارایی های متعلق به این بانک ها از بین برود). تهدید کاهش ارزش). برای انتقال آن می توانید از اصطلاح مسئولیت یا خطر استفاده کنید. املاک و مستغلات بانکها ممکن است به دلیل مسئولیتهای بانک تحت قراردادهای به اصطلاح دلار با امضای بانکهای غربی از بین بروند.

باید بگویم ایدئولوژیک یکی از ویژگیهای اخیراً استفاده از اصطلاح هر دو است ، که کار مترجمان را بسیار افزایش می دهد. بیایید سعی کنیم بفهمیم
پیرمردی
برخی از ارزشها ارتباط مستقیمی با سیاست و اقتصاد ندارند. به معنای روزمره ، مترادف اصلی این کلمه عبارتند از: سخاوت ، ذهن باز ، تحمل ؛ غنی ، غنی. زندگی افرادی مانند من ناگزیر به دلیل شکست شخصی به شدت محدود خواهد شد (جورج کنان). اگر ترجمه را به موقع تشخیص دهید ، ترجمه کار دشواری نیست: در زندگی افرادی مثل من ، مواجه شدن با شکست های شخصی اجتناب ناپذیر است (نه خیلی کم). طبق دیکشنری آکسفورد ، تحصیلات عمومی برای آقایان مناسب است (به زبان روسی ، می توانم بگویم این یک آموزش عمومی خوب با سوگیری انسان دوستانه است). در ایالات متحده کالج های هنرهای لیبرال زیادی وجود دارد. اگرچه هنرهای لیبرال هنرهای لیبرال هستند ، اما می توان این کالج ها را آموزش عمومی نامید. در واقع ، دور از تعریف نیست! ) در بعضی از دیکشنری ها علاوه بر این کلمات ، این کلمه را مترادف هم می نامند. از حداقل مداخله دولت در اقتصاد حمایت کنید. اقتصاد آزاد ، اصلاحات اقتصادی آزاد - این بسیار نزدیک به آنچه آنها انگلیس تاچریسم می نامند است. سیاست اقتصادی خانم تاچر خصوصی سازی ، محدود کردن برنامه های اجتماعی و مقررات اقتصادی ایالت است. اخیراً ، ما همچنین در مورد اصلاحات اقتصادی لیبرال به این معنا صحبت کرده ایم (اگرچه نتایج تاکنون متفاوت بوده است). در اینجا هیچ ارزیابی وجود ندارد - نه مثبت و نه منفی. در ایالات متحده نتایج متفاوت است.

ویلیام صفیر مخالف سرسخت مدرنیسم در برابر لیبرالیسم آمریکایی است: لیبرال در حال حاضر نوعی از شخصی است که معتقد است دولت برای رفع نیازهای فردی اقدامات بیشتری انجام خواهد داد ، در ابتدا شخصی است که مخالف نقض آزادی شخصی دولت است (اتفاقاً ، اصطلاح دولت (لطفاً به مقاله "دولت مراجعه كنید" در اینجا به دولت ، قدرت دولت اشاره دارد. در قرن 21 ، لیبرال های آمریكایی بر حل مسائلی مانند حقوق مدنی سیاه پوستان ، مبارزه با فقر و تنظیم رویه های اقتصادی تمرکز دارند. به منظور جلوگیری از بحران هایی مانند دهه 2131. ابزارهای حل این مشکلات برنامه های مختلف ملی است که با سیاست و اقتصاد سنتی لیبرال مغایرت دارد (تأکید بر رشد کلی افراد بدون محدودیت توسط دولت). اما در دهه 2181 لیبرالیسم در ایالات متحده منسوخ شده است و این کلمه تقریباً در فرهنگ لغت سیاسی آمریکا تبدیل به یک فحش شده است. بنابراین ، نویسندگان آمریکایی معمولاً مشخص می کنند که از کدام نوع لیبرالیسم صحبت می کنند. گزارشگر آمریکایی در "International Herald Tribune" مثالی از مقاله: در قرن بیست و یکم ... فرانسه راه حمایت گرایی از تجارت و مداخله دولت را برگزید ، در حالی که رقبای آنگلوساکسون لیبرالیسم اقتصادی و تجارت آزاد را انتخاب کردند. مترجم باید بسیار مراقب باشد ، مخصوصاً هنگام ترجمه از روسی. به هر حال ، اگر اقتصاددانان روسی بگویند: لیبرالیسم نمی تواند همه مشکلات اقتصادی را حل کند ، آمریکایی ها ممکن است او را تحسین کنند ، اما آیا آنها آن را به درستی درک می کنند؟ در این حالت ، لیبرالیسم باید به اقتصاد لیبرال ، یا اقتصاد بهتر laissez-faire تبدیل شود. مثالی موثق از "واشنگتن پست": یلتسین معتقد است که دوران سرمایه داری منصفانه به پایان رسیده است و این ضربه سنگینی برای پایان دادن به حاکمیت کمونیست است. آنقدر رنگ سیاسی دارد که از آن دوری می کنند. مترجم (مترجم) مراقب باشید!

مقاله
سال ششم و نه چندان مکرر در ایالات متحده - نه تنها باعث جنجال شد ، بلکه حتی عواقب خاص اجتماعی را نیز به همراه آورد ، همانطور که در زیر توضیح داده شده است. به معنای آن ، هیچ چیز جدیدی برای زبان به وجود نمی آورد - مترادف با عباراتی مانند دیوانه ، دیوانه یا (با معانی کمی متفاوت) بالستیک است. بدین ترتیب در سایتی به دنبال توسعه جدید انگلیسی تعریف می شود (در دیکشنری ای که من می شناسم ثبت نشده است).
این تعریف تقریباً با معنای عبارت روسی "" یکسان است - لطفا به مقاله مربوط به این عبارت در بخش روسی-انگلیسی فرهنگ لغت مراجعه کنید).
به نظر من ، دقیق ترین نمایش معنی ، ریشه و مفهوم این عبارت ، تعریف در وب سایت دانشگاه رایس در هوستون است.
اکنون می توانیم به وضوح بدانیم که چرا همانطور که گفتیم ، این همه هیاهو پیرامون این عبارت به وجود آمده است. این نقل قول از مقاله ای در روزنامه است: دیگر فقط کلمات / یا آرزوی کشتار جمعی نیست. اکنون ، این یک کلمه کلیدی در بازی خشونت بار جدید شده است ، به طوری که کارگران پست را مسلح کرده است. آن را فردی با شخصیت دیوانه بنامید. در طول بازی ، بازیکنان غالباً جیغ زن را می شنوند: "او به سمت پست می رود! اگر بدیهی است که این به معنای خشونت یا انتقام جویی علیه افراد بی گناه نیست (عبارت "کشتار جمعی دیوانه" را در بالا ببینید) ، بلکه صرفاً یک واکنش بسیار شدید به این حادثه است ، در ترجمه ، باید به آن متوسل شد خشم و نارضایتی در زمینه معنایی. : ناشران از طریق افزایش جدید نرخ بهره خدمات پستی دریافت می کنند (عنوان مقاله در مجله "Media Life"). -ناشران از افزایش تعرفه های جدید یا بیشتر عصبانی هستند: افزایش تعرفه های جدید باعث افزایش خشم ناشران شده است. به عنوان مثال در مقاله ای جنجالی در روزنامه راه حل دیگری پیشنهاد شده است (نویسنده از مواضع حزب جمهوری خواه در مورد موضوع محدودیت خرید سلاح انتقاد کرد): ما از پیک ها و دفتریاران برای ارسال نامه در زمان حضور جمهوری خواهان نخواهیم خواست که در آن ، کشته همکاران خود را. -ما نمی پرسیم جمهوری خواهان ، پیام رسان ها و کارمندانی که هنگام برخورد با همکاران غیر منطقی هستند ، کجا هستند. یک مثال مشابه: خدمه سعی کردند یک نفر را پایین بیاورند ، اما فرد دوباره ایستاد و از داخل زمین در کابین بزرگ شد. -خدمگان سعی کردند فردی را که به تنهایی اقدام می کرد ، مهار کنند ، اما او موفق به ایستادن شد و پس از آن شروع به از بین بردن همه چیز در اطراف کابین خلبان کرد. استفاده مکرر از تصاویر بزرگ در متون انگلیسی ، ایده های زیر را نشان می دهد. زبان مانند یک انبار بزرگ است ، جایی که کلمات ، عبارات ، ترکیب عبارات ، اصطلاحات ، نقل قول های معروف ، نقل قول ها و ... همه در قفسه ها قرار می گیرند. برخی از قفسه ها نزدیک ورودی هستند ، فقط کافی است که دراز کنید. دیگران فراتر می روند ، دیگران در گوشه های تاریک قرار دارند. می توانید کلمات معمول را با اشیا objects موجود در قفسه های نزدیک مقایسه کنید. اگر نیاز به توصیف وضعیتی دارید ، به احتمال زیاد آنها به آنها رجوع می کنند. به زبان دیگر ، همین وضعیت بدون این کلمات توصیف خواهد شد. با این حال ، در اصل ، استعاره ها کمتر است ، اما شاید عبارات بهتر و کوتاه تر باشد. هک و کتاب فوق العاده:
واژه های روسی بدیهی است که از نزدیکترین قفسه بیرون نمی آیند. اگر طبیعی است که به انگلیسی بگوییم: رئیس جمهور با بازمانده سقوط گفتگو کرده است ، پس ما احتمالاً با قربانیان به روسی صحبت خواهیم کرد. این یک پیشنهاد از International Herald Tribune است: دکتر گفت که وی از پنج عمل جراحی جایگزینی پوست جان سالم به در برد اما نتوانست بر حملات به اندام های حیاتی و سیستم ایمنی بدن خود غلبه کند. ترجمه تحت اللفظی (او از 5 عمل جان سالم به در برد و غیره) مضحک به نظر می رسد. به زبان روسی ، گزارشگر ظاهراً وضعیت را اینگونه توصیف کرده است: او پنج پیوند پوست دارد. به گفته پزشکان ، این مرگ در اثر آسیب به اعضای حیاتی و سیستم ایمنی بدن بوده است. (به هر حال ، بقا در روسی همیشه با بقا برابر نیست: صحبت کردن من نمی توانم به انگلیسی زنده بمانم ، که مرا می کشد.) مسلما ، اگر به دلیل کمبود وقت نمی توانید طبیعی ترین نسخه روسی را پیدا کنید ، این امر باعث ایجاد مشکل زیادی نخواهد شد مشکل. با این حال ، ارزش داشتن کلماتی مانند کلمات آماده سازی برای غلبه بر آنها (آزمایش ها ، تراژدی ها و غیره) ، بقا ، بقا دارد. وقتی در مورد شخصی صحبت می کنند: او یک بازمانده است ، می گویند از چیزی نمی ترسد و غرق نمی شود. گزارش ها در رسانه های انگلیس و آمریکا همیشه حاکی از زنده ماندن وی است (پس از آن لیستی از اعضای خانواده آن مرحوم وجود دارد). ما معمولاً این اطلاعات را ارائه نمی دهیم. در ترجمه ، می توانید از اصطلاحات مربوط به بیمه و آمار ، بستگان زنده مانده استفاده کنید. همچنین می توانید از این گزینه استفاده کنید: ما به خانواده و دوستان آن مرحوم تسلیت می گوییم (و لیست زیر). گفته
سرویسی که بدون پرداخت کارمزد و اضافه پرداخت مشتری را به خود جلب می کند. David Wilkerson - In One Hour Everything is Going to Change | The Most Watched Sermon in 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *