تجزیه و تحلیل فعالیت های مختلف تبادل دانش مصرف کننده بازاریابی نویسنده

اطلاعات كامل دوره آنلاين آموزش پيشرفته فاركس.




اطلاعات كامل دوره آنلاين آموزش پيشرفته فاركس

Load more...

.

تجزیه و تحلیل فعالیت های مختلف تبادل دانش مصرف کننده بازاریابی نویسنده

بار دیگر برخی از مفاهیم اساسی بازاریابی را ذکر کنید. بخش مسائلی مانند تعریف بازاریابی و طبقه بندی آن در دسته های علمی ، تئوری بازاریابی چیست و پیچیدگی و ساختار بازاریابی مورد بحث قرار می گیرد. در نظر گرفتن برخی از مباحث نظری بازاریابی که قبلاً بحث کردیم ، به این موضوع نسبت داده می شود. (از این پس "تئوری بازاریابی" نامیده می شود) در بالای این مجله منتشر شده است. نویسندگان این مقاله توسط انتشارات این مجله که به موضوعات نظری بازاریابی اختصاص داده شده است ، نادیده گرفته شدند ، که برخی از آنها در مقاله وی آورده شده است. علاوه بر این ، مطالب بحث در مورد موضوعات اساسی تئوری بازاریابی نیز در انتشارات بازاریابان خارجی منعکس می شود ، به عنوان مثال. نویسنده از تعداد محدودی منابع علمی استفاده کرده است ، که دیدگاه های مختلفی را در مورد موضوعات مورد بررسی منعکس نمی کند. اگرچه بحث در مورد بسیاری از موضوعات حداقل 21 سال پیش در رسانه ها آغاز شد ، اما در این مقاله قضاوت های دیگری درباره بسیاری از موضوعات مورد بررسی صورت نمی گیرد. به خصوص نشریات در ژورنال ها این را ثابت می کنند. برای به اشتراک گذاشتن برخی از مواضع نویسنده ، ما بر برخی از مقررات تمرکز خواهیم کرد که دستیابی به اتفاق نظر دشوار است.
نویسنده مطالب مربوط به بازاریابی را به درستی بیان کرده است. اما ما با تعریف نویسنده در مورد بازاریابی موافق نیستیم. از بسیاری جهات ، اینطور نیست. بنابراین ، در پایان قرن گذشته ، تقریباً 2100 تعریف بازاریابی وجود داشت. تنوع تعاریف عمدتاً به جهت گیری جنبه های مختلف اساسی در تعاریف بازاریابی ، تعریف انواع خاص بازاریابی و حوزه های کاربردی آنها نسبت داده می شود. بیشتر نویسندگان در این تعاریف ادعا نمی کنند که درک آنها از بازاریابی جهانی است. نویسنده می نویسد که بازاریابی اغلب به عنوان یک فلسفه تجارت قرار می گیرد. بله ، بله ، اما این فقط یکی از توضیحات وی است. در عین حال ، فعالیتهای بازاریابی در تمام فعالیتهای سازمان نفوذ کرده و فعالیتها را به طور کلی تعریف می کنند.این مفهوم کلی بازاریابی است که توسط بازاریابان ارائه می شود. بازاریابی معمولاً از دو منظر کاربرد مشاهده می شود. با توجه به درک عمومی آن ، بازاریابی یک فرایند اجتماعی و مدیریتی است که در آن افراد و افراد از طریق مبادله و مبادله محصولات و محصولات ، آنچه را که نیاز دارند به دست می آورند. به عبارت دیگر ، بازاریابی یک فلسفه مدیریت است ، به این معنی که ، هنگام حل مشکلات مصرف کننده (مشتری) با تأمین موثر نیازهای مشتری ، جهت اجرای آن موفقیت سازمان را به همراه خواهد داشت و به نفع جامعه است. درستی
در سطح یک واحد تجاری واحد ، بازاریابی به عنوان یک سیستم کلی تعریف می شود که هدف آن برنامه ریزی طبقه بندی و کمیت محصولات ، تعیین قیمت ها ، توزیع محصولات در بازارهای منتخب و تحریک فروش آنها است. تنوع کالاهای بدست آمده باید منجر به تولید شود. منافع مصرف کنندگان و مصرف کنندگان برآورده می شود. تعریف مبتنی بر این مفهوم است و معنای نسبتاً گسترده ای دارد زیرا فعالیتهای سازمانهای غیر انتفاعی را نیز در بر می گیرد. بنابراین ، بازاریابی عبارت است از سازماندهی فعالیتها برای منافع مشتریان. اگر هدف سیستمی یک شرکت در شرایط مدرن به ایجاد مشتری تبدیل شده باشد ، ایجاد و تأمین نیازها به هدف سیستمی بازاریابی تبدیل شده است.

به معنای محدود ، برای کارآفرینان ، بازاریابی را می توان مدیریت تولید و فعالیتهای بازاریابی سازمان دانست. هدف این است که از طریق حسابداری و تأثیر مثبت (اجتماعی ، مالی و اقتصادی - ارزش بازار ، فروش ، سهم بازار ، سود). در شرایط بازار ، مصرف کنندگان. همه این تعاریف نسبتاً مبهم هستند و می توانند تفسیرهای کاملاً متفاوتی را بپذیرند. همزمان (1). فقط می تواند انواع خاص بازاریابی را با وضوح و دقیق تری تعریف کند. هرچه تعریف گسترده تر باشد ، از بین می رود. به عنوان مثال ، تعاریف کلی مانند موارد زیر: فلسفه مدیریت بازاریابی ، فلسفه تجارت.

با تجزیه و تحلیل نشریات بازاریابی و تجربه عملی واقعی آنها ، می توان نتیجه گرفت که این اصطلاح می تواند حداقل چهار معنی (تفسیر) داشته باشد.
بازاریابی یک فلسفه مدیریت است که هدف آن ایجاد یک رابطه سودمند متقابل بین تولیدکنندگان و مصرف کنندگان است.

در زیر به بازاریابی به عنوان یک علم پرداخته خواهد شد. اولین تفسیر از بازاریابی را می توان بازتابی از مفهوم کلی هر نوع فعالیت نسبت به نتیجه نهایی و تأمین نیازهای مصرف کننده دانست. در این حالت ، ما به احتمال زیاد جهت گیری روش شناختی خاصی از فعالیت هر نوع سازمانی (دولتی ، عمومی ، منطقه ای ، سازمان تجاری و غیره) را برای تأمین نیازهای مصرف کنندگان (جمعیت ، مشتریان) مورد بحث قرار خواهیم داد. چنین موقعیتی ذهنیت خاص و ذهنیت خاصی از مدیران و کارمندان را پیش بینی می کند ، که مبتنی بر در نظر گرفتن فعالیت های آنها از دیدگاه افرادی است که توسط سازمان خدمت می کنند.

در عین حال ، برای سازمانهای سازمانی ، استفاده از بازاریابی به عنوان یک مفهوم مدیریتی را می توان بالاترین شکل اجرای بازاریابی در نظر گرفت ، این تابعی از فعالیتهای تولید و فروش است و به بازاریابی کلی تبدیل شده است. در سالهای اخیر ، این امر منجر به توسعه مفاهیم کلی بازاریابی شده است. بیشتر تعریف بازاریابی و انواع ویژه توزیع آن مربوط به فعالیتهای سازمان یافته توسط شرکت است. هنگامی که بازاریابی به عنوان فعالیتهای تولید و فروش در نظر گرفته می شود ، عملکردهای مدیریت (تفسیر دوم بازاریابی) و عملکردهای تولید و فعالیتهای اقتصادی در نظر گرفته می شود. (مانند تحقیق و توسعه ، تولید ، عرضه ، فروش ، امور مالی و غیره). ...

بسیاری از نویسندگان از این اصطلاح به عنوان یک کلمه کلیدی برای تعریف مفهوم استفاده کرده اند. بنابراین ، علاوه بر تعریفی که در بالا ارائه شد ، می توان به این اثر نیز اشاره کرد. پیوندهای تبادل را می توان در تعاریف دیگر بازاریابی یافت. اما آیا ارتباطات نتیجه بازاریابی است؟ در تعطیلات ، با دوستان و غیره). در نتیجه این جلسه ، توافق متقابل در مورد عرضه محصول منعقد شد ، یعنی مبادله متقابل سودمند اتفاق افتاد. مقوله مبادلات فقط برای بازاریابی نیست بلکه برای تجارت ، اقتصاد ، مدیریت و رشته های مرتبط با هنر مذاکره نیز در نظر گرفته شده است.

نمونه های دیگری از معاملات غیر متقابل بدون استفاده از بازاریابی وجود دارد. بنابراین ، تمایل به سود متقابل نه تنها وظیفه فعالیت های بازاریابی است ، بلکه تحقق آن کافی نیست که نوعی فعالیت بازاریابی نامیده شود. بدیهی است که برخی شرایط اضافی باید فرموله شوند. ما این شرایط اضافی را در کار خود فرموله کرده ایم. امور
مشارکت ها ، اتحادهای استراتژیک ، سازمان های تجاری شبکه ای و ادغام عمودی) مبادلات سودمند متقابل را هدف قرار می دهند. علاوه بر این ، سایر رشته های علمی نیز مشغول تحقیق در رابطه هستند. آنها فقط بازاریابی نیستند. قضاوت
بر اساس آنها ، تعریف صحیحی از این مفهوم غیرممکن است. در عوض ، می توان آنها را به عنوان پایه ای برای برجسته سازی انواع خاصی از بازاریابی استفاده کرد. بازاریابی یک علم است ، تئوری بازاریابی چیست؟

هر علمی باید اشیا research و موضوعات تحقیقاتی خود را داشته باشد. از نظر تئوری ، هدف از بازاریابی سیستم بازاریابی ، بازار و رقابت است. ثانیا ، تولید کنندگان ، مصرف کنندگان ، فروشندگان و سایر فعالان بازار وجود دارند. سوم ، محتوای پیاده سازی و حالت های مختلف فرآیندهای بازاریابی (تحقیقات بازاریابی ، تجزیه و تحلیل بازاریابی از پیش برنامه ریزی شده ، از جمله تجزیه و تحلیل محیط بازاریابی خارجی ، فرآیند ارتباطات و غیره). چهارم ، روشهای خاص مورد استفاده در بازاریابی (تحقیقات بازاریابی ، تقسیم بندی و موقعیت یابی ، برنامه ریزی و کنترل ، قیمت گذاری ، اثربخشی کلی بازاریابی و ارزیابی اجزای مختلف آن و غیره). پنجم ، در چارچوب بازاریابی و در چارچوب سایر زمینه ها و رشته های علمی ، اصول تلفیق روش ها و فن آوری های مختلف برای بازاریابی به مجموعه ای از روش های متعادل و وابسته برای حل مشکلات مختلف بازاریابی تبدیل می شود. از نظر کاربردی ، هدف از بازاریابی مشکلات مختلف خاص بازاریابی است که در کاربرد عملی آن بوجود می آیند. در برنامه کاربردی ، بازاریابی با هدف حل مشکل بهبود اثربخشی سازمانهای مختلف از طریق استفاده از بازاریابی و همچنین اجرای فعالیتهای بازاریابی خود در عمل انجام می شود.

لازم به ذکر است که اشیا marketing بازاریابی همچنین اشیا many بسیاری از رشته های علمی دیگر از جمله نظریه عمومی و رشته های کاربردی (اقتصاد ، مدیریت ، جامعه شناسی ، روانشناسی ، ریاضیات کاربردی ، پیش بینی و ...) هستند. در بازاریابی ، دانش به دست آمده در سایر زمینه های علمی با دانش خاص بازاریابی تکمیل می شود و یک سیستم دانش جامع برای حل مشکلات خاص بازاریابی تشکیل می دهد. [17 ،. 877] ما معتقدیم که جدا کردن مبحث بازاریابی غیرممکن است ، یعنی تعریف واضح آنچه بازاریابی انجام می دهد (این امر طبقه بندی بازاریابی را به عنوان یک علم تحت درک دقیق علمی امکان پذیر می کند) ، زیرا بسیاری از افراد در راه حل تعیین محتوای اشیا marketing بازاریابی شرکت کرده اند مشکل فوق سایر زمینه های علم و دانش علمی که در بالا ذکر شد.
با توجه به مطالب گفته شده می توان گفت که بازاریابی مضمون خاص خود را ندارد و وجود بازاریابی مقدمه انتساب آن به علم است. برخلاف بسیاری از علوم ، هدف اصلی آن کشف و تدوین قوانین و الگوهای عینی ذاتی مباحث تحقیقاتی است ، در حالی که بازاریابی عمدتاً به منظور تدوین توصیه های خاص ، از جمله استفاده از نتایج علوم مختلف نظری برای اهداف کاربردی ، بر اساس تجربه و تجربه است. . بنابراین ، بازاریابی به معنای دقیق آن یک علم نیست. یافته های ما بیان زیر را نیز تأیید کرد: (1). در ادبیات مربوط به بازاریابی ، این اصطلاح نیز بطور مکرر مورد استفاده قرار می گیرد و در مورد ایجاد آن بحث شده است بحث در مورد ضرورت استقرار تئوری بازاریابی از سال 1949 آغاز شد ، زمانی که مقاله ای منتشر شد. در صفحات چاپ شده ، درمورد احتمال تئوری بازاریابی بین بازاریابان اختلاف وجود دارد. پس از انتشار مقاله ، اختلاف نظرها شدت گرفت. بسیاری از کارشناسان معتقدند که بازاریابی بیشتر از آنکه یک علم باشد یک هنر است. برخی تصور می کنند که اهمیت بازاریابی بیش از حد بیان شده است و همه تلاش ها برای ایجاد نظریه های مناسب چیزی بیش از خلاصه ای از تجربیات انباشته مدیران شرکت های بزرگ نیست [1؛ 10]. این دیدگاه از اظهارات متخصصانی که در عمل در زمینه بازاریابی فعالیت می کنند ، ناشی می شود. به یاد بیاورید که این اصطلاح (از نظر نظریه یونان ، بررسی ، تحقیق) سیستم اندیشه اساسی را در یک زمینه خاص از دانش توصیف می کند ، که نوعی دانش علمی است که می تواند دید کلی از ارتباط اساسی قانون و واقعیت را فراهم کند [17 ،. 1] 1331]

نظریه هایی که بخشی ضروری از برخی علوم خاص هستند به عنوان موضعی مستقل انتخاب می شوند ، به عنوان مثال ، آنها در مورد تئوری مدیریت ، نظریه جامعه شناسی و غیره صحبت می کنند. اما آیا هر زمینه فعالیت علمی نظریه خاص خود را دارد؟

نظریه سازمانی ، نظریه رفتاری ، روانشناسی ، جامعه شناسی ، اقتصاد ، اخلاق ، مدیریت و نظریه های دیگر توسعه یافته است. تکمیل نظریه شما یک کار مشکل ساز است ، این سیستم (بازپرداخت نشده) ایده های بازاریابی شماست. بنابراین ، مهمترین ایده بازاریابی تمرکز بر رضایت مشتری است ، این به بازاریابی تعلق ندارد. اقتصاددان مشهور سیاسی اسمیت در کارهای خود از اوایل سال 1777 نوشت که تولیدکنندگان هیچ نگرانی دیگری جز تأمین نیازهای مصرف کنندگان ندارند.

اقتصاددانان ، روانشناسان ، جامعه شناسان و متخصصان ارتباطات ایده ایجاد روابط سودمند را بیان کردند. ایده های اساسی تحقیقات بازار در توسعه روش های تحقیق جامعه شناختی صورت می گیرد. مثالهای دیگر را می توان ذکر کرد. بنابراین ، بازاریابی از تعداد زیادی ایده ، مفاهیم و روش وام گرفته شده از حوزه های مختلف دانش استفاده می کند که غیرممکن است (حداقل مسئله ساز) و از طریق تئوری های کلی قابل جمع نیست.
اشاره شده است که تا زمانی که بازاریابی به ساختارها و نظریه های قرض شده متکی باشد ، به یک علم تبدیل نخواهد شد [17 ،. 1] 419] در عین حال ، وقتی آنها تئوری های مربوط به بازاریابی را در سطح غیر سختگیرانه ، بدون بررسی دقیق این مفهوم و بدون تجزیه و تحلیل اجزای آن ، بحث می کنند ، بدیهی به نظر می رسد که ما در مورد تعاریف ، طبقه بندی ها و تعاریفی که در بازاریابی استفاده می شود صحبت می کنیم. مقدمات نظری گذاشته شده است. اساس تحقیقات بازار ، تقسیم بندی و موقعیت یابی بازار ، برنامه و سازماندهی بازاریابی و غیره به خاطر انصاف ، باید توجه داشت که اگر سایر زمینه های دانش و فعالیت های علمی مانند مدیریت را از این نقطه نظرات علمی در نظر بگیریم ، مشکلاتی مشابه تعریف بازاریابی به عنوان علم بوجود می آیند. بسیاری از موضوعات در علوم طبیعی بسیار واضح تر و روشن تر از موضوعات مربوط به بازاریابی است و هنوز در حال بحث و بررسی است. مورد
از نظر علمی ، این مفهوم خیلی سختگیرانه نیست. تشخیص تئوری علمی از دانش علمی ضروری است. بازاریابی شامل دانش علمی و دانش به دست آمده از تجربه عملی انباشته مدیر است که با درک ، خصوصیات شخصیتی و علایق مدیر منعکس می شود. به عنوان مثال ، استفاده از روش های تجزیه و تحلیل کمی استفاده از دانش علمی خاص برای حل مشکلات خاص بازاریابی بر اساس تجربه قبلی و نتایج واقعی است. بنابراین ، در یک سطح غیر سخت (غیر علمی) می توان گفت که بازاریابی هم نمایانگر علم و هم هنر است. دلیل بحث در مورد ماهیت دوگانه بازاریابی در بالا ذکر شد. از یک طرف ، این یک زمینه نظریه و کاربرد دانش علمی است. برای اهداف عملی ، از نتایج بسیاری از علوم دیگر ، از جمله دقیق (ریاضیات) و انسانی (اقتصاد ، جامعه شناسی) استفاده می کند. از طرف دیگر ، هنری مبتنی بر تجربه گرایی ، استفاده از تجربه بازاریابی در عمل. با این حال ، باید اشاره کرد که در سال های اخیر ، مردم توجه و توجه بیشتری به استفاده در بازاریابی کرده اند ، به عنوان کانون تجزیه و تحلیل ، از جمله هنگام ارزیابی اثربخشی آن ، ارزش برند ، ارزش ویژه برند و غیره. در بازاریابی ، جنبه های عینی و ذهنی با هم ترکیب می شوند و مورد دوم ذاتی فرآیند تأیید تصمیمات بازار و روند تصمیم گیری این تصمیمات است. در حالت اخیر ، خصوصیات شخصی تصمیم گیرنده (رسمی ، حرفه ای ، سن ، به دلیل مهارت های خلاقیت و تجربه زندگی و غیره) مستقیماً بر حل نهایی مسئله تأثیر می گذارد. به طور خلاصه ، عنوان این نوع مقاله ها (اگر فقط روش گزارشگری اخبار را برای دادن برخی جنبه های جذاب در نظر نگیریم) توهین آمیز است. اگر جایگزین شود ، البته می توان از هر دو استفاده کرد.
بازاریابی نقش چارچوبی را بازی می کند که تمام روش ها ، دانش ، مهارت ها و اقدامات لازم برای حل مسئله را در کنار هم جمع می کند. می توان گفت که بازاریابی در عین حال یک سیستم تفکر ، یک کنش ، دانش علمی و یک سیستم هنری است. این یک استفاده جامع از مجموعه خاصی از روشهای علمی و فن آوری های عملی برای حل مشکل ایجاد روابط متقابل سودمند بین افراد فرایند ارتباط در زمینه های مختلف جامعه و کمک به همه شرکت کنندگان در این فرایند برای رسیدن به اهداف خود است (حل آنها مسئله). ویژگی اصلی بازاریابی استفاده منظم ، منطقی و عملی از روش های مختلف است که بسیاری از آنها در سایر رشته ها توسعه یافته است. بازاریابی فناوری است که برای تطبیق عرضه و تقاضا در یک بازار کالا و بازار کالاهای عمومی استفاده می شود. زمینه
در نتیجه ، نتیجه گرفتیم که بازاریابی در گروه مفاهیم فازی قرار دارد. معمولاً هیچ تجزیه و تحلیل جزئی وجود ندارد ، اینکه بازاریابی بیشتر یا کمتر است. با این حال ، به بسیاری از س questionsالات روشن کننده پاسخ داده نشده است. هنگام تلاش برای درک دقیق همه چیز ، مشکلات بزرگی وجود دارد. هنگامی که تمام جزئیات یک مفهوم خاص از حوصله آن خارج باشد و برخی از شعارهای کلی (به عنوان مثال :) بیان شود ، استفاده از بازاریابی به عنوان یک فلسفه مدیریت و تجارت برای گفتگو در مورد بازاریابی ساده ترین راه است ؛ در عین حال ، هنگام تلاش برای تعریف واضح و مشخص وقتی صحبت از مفاهیم می شود ، تفاوت بازاریابی با بسیاری از رشته های علمی دیگر ، اقتصاد و فعالیت های مدیریتی چقدر است ، بنابراین برخی مشکلات وجود دارد.

تعریفی که نویسنده از آن استفاده کرده این است که آمیخته بازاریابی مجموعه ای از عوامل کلیدی بازاریابی است. تعیین فعالیت به عوامل مختلفی بستگی دارد. اگر از این تعریف پیروی کنید ، حتی اگر از ابتدا شروع نکرده باشید ، می توانید فاکتورهای زیادی را در ترکیب بازاریابی خود بگنجانید. به عنوان مثال ، تقاضای بازار ، درجه رقابت ، بسیاری دیگر از عوامل محیط بازاریابی داخلی و داخلی. ما معتقدیم که نویسنده خود در دام استفاده از تعاریف ترکیبی بازاریابی نادرست افتاده است. به طور کلی ، مجموعه بازاریابی به عنوان مجموعه ای از پارامترهای کنترل شده از طریق دستکاری سازمان برای پاسخگویی به بهترین شکل نیازهای بازار هدف ، که متغیر فعالیت های بازاریابی سازمان است ، درک می شود. به عبارت دیگر ، مجموعه بازاریابی را می توان درک کرد [14 ،. 1 97] بالاتر از کلمه sum ، ما آنها را به ویژه به دلیل اهمیت اساسی آنها که اولین نیاز مفهوم را تعریف می کند ، انتخاب کردیم. شرط دوم این است که فقط متغیرهای بازاریابی در ترکیب بازاریابی گنجانده شود ، از جمله عوامل تولیدی ، مالی و سایر موارد. اینها فقط عوامل کلیدی بازاریابی نیستند ، بلکه دقیقاً عواملی هستند که این الزامات را برآورده می کنند. از این مواضع ، منطقی ترین مفهوم است. طبق این مفهوم ، سازمان به عنوان بخشی از فعالیتهای بازاریابی خود ، سیاستها (کالاها) ، قیمت گذاری ، فروش و ارتباطات را توسعه می دهد و آنها را پیاده سازی می کند ، که همگی در چهار قسمت اصلی برنامه بازاریابی منعکس شده است. سازمانها می توانند پارامترهای آمیخته بازاریابی را تغییر دهند تا به طور م mostثر بر بازار ، مصرف کنندگان تأثیر بگذارند و اهداف آنها را در محدوده توانایی های موجود و درک نقش بازاریابی تحقق بخشند. با این حال ، ساختار مجتمع بازاریابی خود تغییری نخواهد کرد ، فقط عناصر منفرد آن و اهمیت نسبی آنها تغییر خواهد کرد. بسیاری از بازاریابان سعی دارند مفهوم سنتی آمیخته بازاریابی را با معرفی عناصر دیگری که با حرف انگلیسی آغاز می شود گسترش دهند (شخص-مردم ، مصرف کننده ، فرد-شخص ؛ شواهد فیزیکی-شواهد فیزیکی اجرای خدمات ؛ محیط اطراف-محیط: تجهیزات ، طراحی دفتر ، آموزش پرسنل ؛ فرآیند - فرآیند ارائه خدمات ؛ بسته بندی - بسته بندی ؛ خرید - خرید ؛ تحقیق - تحقیق ، آزمایش ؛ روابط عمومی - روابط عمومی) برای ارائه مفاهیم. اول از همه ، ممکن است مفهوم آمیخته بازاریابی نقض شود ، و سایر عناصر دیگر ابزاری برای مدیریت مستقیم فعالیت های بازاریابی نیستند. به عنوان مثال ، هنگامی که در مخلوط بازاریابی گنجانده می شود ، به معنی مصرف کنندگان است. سازمان ها می توانند بر رفتار مصرف کننده تأثیر بگذارند (البته اگر این کار انجام شود) ، اما نمی تواند به طور مستقیم مانند بروزرسانی دامنه ، تغییر قیمت ، انتخاب کانال های توزیع و تبلیغ محصولات ، بر رفتار مصرف کننده تأثیر بگذارد. دوم ، برخی از این عناصر اضافی ممکن است از قبل بخشی از یکی از چهار عنصر باشند. بنابراین ، (بسته بندی) گنجانده شده است. بنابراین چرا سایر م ofلفه های این مفهوم در ترکیب بازاریابی گنجانده نشده اند؟ فقط به این دلیل که آنها با نامه شروع نمی کنند؟ روابط عمومی بخشی از تبلیغات گسترده محصول و مفهوم است. این عنصر پرسنل در میان هر چهار عنصر آمیخته بازاریابی است. بعلاوه ، دستکاری در افراد به همان روشی که نوع و قیمت کالاها دارد غیرممکن است. شعار مشهور ، شامل همه انواع فعالیتهای مدیریتی و بازاریابی است ، نه تنها در صنعت خدمات. (منظور ما این است که تلاش برای توجیه عمل فقط خدمات بازاریابی باشد ، به عنوان مثال.) سوم ، تفسیر گسترده از این مفهوم ممکن است به این معنی باشد که این ترکیب مدیریت عمومی را به جای م specificلفه های خاص بازاریابی در ترکیب خود دارد و از آن استفاده می کند سایر استانداردها برای تأکید بر عناصر آمیخته بازاریابی (به عنوان مثال ، تخصیص عناصر مجتمع بازاریابی (پرسنل) شامل استفاده از استانداردهای منابع است ، بنابراین علاوه بر پرسنل ، سایر م componentsلفه های منابع فعالیت های بازاریابی نیز باید ظاهر شوند ؛ یا (خرید) نماینده بیشتری از مصرف کنندگان است فعالیت). در مورد ، تقریباً می توان همان را گفت. در اینجا ، ما در مورد عناصر آمیخته بازاریابی بحث نمی کنیم ، بلکه یکی از زمینه های فعالیت های بازاریابی است. گرفته
در واقع ، این به تحقیقات بازاریابی اشاره دارد ، اما چرا تقسیم بندی ، موقعیت یابی ، برنامه های بازاریابی و غیره را در نظر نمی گیرید؟ فعال ترین عنصر توسعه در ترکیب بازاریابی ، متخصصانی هستند که در خدمات بازاریابی فعالیت دارند. علاوه بر موارد ذکر شده ، می خواهم موارد زیر را بیان کنم. دسته بندی خدمات شامل انواع مختلفی از خدمات است که اهمیت نسبی سایر عناصر آمیخته بازاریابی برای آنها (حتی اگر امکان معرفی آنها به آمیخته بازاریابی را تشخیص دهیم) متفاوت است. بنابراین ، توصیه می شود که آن را در ترکیب بازاریابی قرار دهید ، زیرا مشتریان براساس کل فرآیند خدمات در مورد کل خدمات نتیجه می گیرند. با این حال ، روند خدمات نیز می تواند مبهم باشد. بسته به نوع سرویس ، ارزیابی آن نه تنها در طول استفاده از سرویس ، بلکه همچنین قبل و Cannock hillarosa lukasa بعد از خدمات (گاهی اوقات آنجا و آنجا) قابل انجام است. بنابراین ، برای جذب افراد مبتدی به سالن ورزشی ، برای آنها ، تصمیم برای شروع آموزش تا حد زیادی به بازاریابی قبلی (مشاوره ، تدوین برنامه آموزش شخصی و غیره) بستگی دارد. روند آموزش به خودی خود دشوار و خسته کننده به نظر می رسد و نتایج آن ممکن است پس از مدت زمان قابل توجهی ظاهر شود یا نشود. تصمیم مشتری برای رفتن به باشگاه در آینده نیز تحت تأثیر بازاریابی خدمات بعدی (تهیه کارت های باشگاه و غیره) است. علاوه بر این ، این بازاریابی نیست بلکه یک عامل تولید است. بعلاوه ، کشیدن مرز بین کالاها و خدمات گاهی دشوار است. خدمات انواع مختلفی دارد ، مانند صرف ناهار در رستوران ؛ برخی از غذاها کالایی هستند (الکل و نوشابه و غیره) ، در حالی که تهیه و سرو غذا نوعی سرویس است. انواع مختلف خدمات ممکن است متفاوت باشد و نقش آنها در ارائه خدمات نیز متفاوت باشد. اما این بدان معنا نیست که ما باید در هر شرایطی نگرش خود را نسبت به ساختار آمیخته بازاریابی تغییر دهیم!

فرض بر این است که این چهار عنصر یکسان باقی می مانند زیرا تقریباً در همه نوع فعالیتهای تجاری وجود دارد ، اگرچه ابزارهای خاص هر یک از عناصر و اثربخشی آنها برای انواع مختلف فعالیتهای تجاری متفاوت است.

توجیه معرفی سایر عناصر در ترکیب بازاریابی این است که ما در مسیر ارزیابی نسبی (و نه اساسی) هستیم: چه چیزی برای چه مهمتر است؟ به عنوان مثال ، مردم به سختی می توانند با این گفته موافق باشند كه فرایند تولید محصولات با كیفیت بالا از اهمیت كمتری نسبت به فرآیند ارائه خدمات با كیفیت بالا به صنعت خدمات برخوردار است. البته که نه. علاوه بر این ، اینها به احتمال زیاد بیشتر از مدیریت بازاریابی ، مسائل مربوط به مدیریت تولید هستند. البته این دو روش مدیریتی ارتباط تنگاتنگی با هم دارند. سایر عناصر اضافی آمیخته بازاریابی را می توان از همان موقعیت مورد انتقاد قرار داد. بازاریابی
اگر از منطق گسترش در نظر گرفتن عواملی که حداقل برخی از تأثیرات آنها در بازاریابی را دارند پیروی کنیم ، سایر عوامل (به استثنای) محیط بازاریابی خارجی باید در ترکیب بازاریابی گنجانده شوند. شروع از ابتدا ، یافتن کلماتی که این عوامل را توصیف کنند ، تا حد زیادی یک کار فنی است. به عنوان مثال ، الیگارشی ها به دلیل منافع خود بر تغییر در سیاست های ملی تأثیر می گذارند ، بنابراین اجازه دهید آنها را در ترکیب بازاریابی خود بگنجانیم! علاوه بر این ، تأثیر استفاده ماهرانه از این ابزار به مراتب کمتر از سایر اثرات است.
در مقایسه با استفاده موثر از ابزارهای سنتی مانند مخلوط های بازاریابی ، بسیاری از مدیران با برقراری روابط مفید با دولت های محلی موفقیت بیشتری کسب کرده اند. عناصر اضافه شده ویژگی های آمیخته بازاریابی نیستند ، بلکه عواملی هستند که بر فعالیت های بازاریابی تأثیر می گذارند ، که باید مورد توجه قرار گیرند ، از جمله هنگام تنظیم ترکیب بازاریابی. با این حال ، لازم است سازمان و تجهیزات فنی بازاریابان ، حقوق آنها ، جو روانی در تیم و غیره را در نظر بگیریم. بنابراین ، محتوای گسترده آمیخته بازاریابی دیگر مطابق تعریف این مفهوم نیست و مشکلات دیگری را به همراه دارد. ساختار سنتی آمیخته بازاریابی توسط بازاریابان برجسته جهان پذیرفته شده است. علاوه بر آثار ، و (1) کتاب نیز می تواند در این زمینه ذکر شود.
نه تنها مشخص نیست که آیا این یک نقطه ضعف است؟ ) این انتقاد فقط مبتنی بر کار است و از جنبه های مثبت آن نیز صحبت می کند. بدیهی است که هر روشی دارای مزایا و معایبی است و استفاده صحیح از هر روشی (از جمله روش های تحلیلی) نیز بسیار مهم است. در زیر ، سعی می کنیم این روش را از منظر مثبت و منفی ارزیابی کنیم.
منطقی روشن ، قابل درک و پشتیبانی روش شناختی نسبتاً خوب از روش. با این حال ، باید اشاره کرد که در عمل اغلب بیش از حد ساده می شود. بدون مشارکت متخصص و ناآشنا با مواد مخصوص (قانونی ، سیاسی ، مالی و غیره) ، شناسایی و تجزیه و تحلیل عوامل انجام می شود. گاهی اوقات ، یک شخص چنین تحلیلی را در تمام موقعیت های مختلف انجام می دهد و برای هر یک از چهار موقعیت مورد بررسی ، فقط سه تا پنج عامل برجسته می شود. در این روش ساده ، تجزیه و تحلیل عوامل محیطی به ویژه معمول است. توانایی یک سازمان رقابتی در انتخاب استراتژی های توسعه (از جمله استراتژی های بازار) را به وضوح نشان دهد. با این حال ، معمولاً فقط قسمت اول تجزیه و تحلیل انجام می شود ، یعنی فقط شناسایی و ارزیابی عوامل محیطی خارجی و داخلی.
اساس
به عبارت دقیق ، نمی توان این تحلیل را یک تحلیل بالغ خواند.
این روش جهانی است و برای انواع مختلف سازمانهای تجاری و غیر تجاری ثابت است. هیچ منبع مالی و رایانه ای خاصی لازم نیست. با تلاش مشترک تیم متشکل از متخصصان مختلف (بازاریابان ، سرمایه داران ، کارگران تولید و غیره) ، اثرات هم افزایی حاصل شده است. هیچ توصیه مشخص و مشخصی در مورد انتخاب استراتژی توسعه وجود ندارد.

به منظور انتخاب عاقلانه تر استراتژی ها ، باید از روش های تحلیلی دیگری نیز استفاده شود.
جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات بسیار متنوعی ضروری است. با توجه به سطوح مختلف قابلیت اطمینان و قابلیت اطمینان اطلاعات دریافتی و فقدان ابزار تجزیه و تحلیل روشن ، مدیران و کارشناسان می توانند پیشنهادهای مختلفی را در مورد انتخاب استراتژی های توسعه ارائه دهند.

معمولاً تدوین استراتژی بسیار کلی است ، مانند: تمایز فعالیت ها ، ورود به بازارهای جدید و تسلط بر محصولات جدید. این فرمولهای کلی نیاز به مشخصات بیشتری دارند.
ارزیابی عوامل مثبت و منفی محیطی و امکان تحقق آنها ذهنی است. در برخی موارد ، لازم است از متخصصان مستقل دعوت شود تا نتایج تجزیه و تحلیل را به طور عینی ارزیابی کنند. در عین حال ، می توان خاطرنشان کرد که با وجود کاستی های فوق ، این روش ابزاری بسیار م effectiveثر برای توسعه استراتژی های توسعه از جمله استراتژی های بازاریابی است. اطلاعات كامل دوره آنلاين آموزش پيشرفته فاركس

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *